عهد عقیق اغتشاشات 88 ایران
به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ یکشنبه 30 خرداد 89 مجلس هشتم دانشگاه آزاد را بار دیگر از چنگ قانون بیرون آورد و به دامان پرمهر و محبت جریان فتنه پس داد.

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ یکشنبه 30 خرداد 89 مجلس هشتم دانشگاه آزاداسلامی را بار دیگر از چنگ قانون بیرون آورد و به دامان پرمهر و محبت جریان فتنه پس داد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، مجلسی که لقب اصولگرایی را یدک می کشد با لابی گری عوامل یک جریان پنهان سنگین ترین حمایت را از مهمترین حامیان جریان آشوب و اغتشاش در یکسال اخیر کرد.

تصویب طرح وقف دانشگاه آزاداسلامی  در مجلس هشتم در حالی صورت گرفت که بررسی اسامی نمایندگانی که به نفع این طرح سخنرانی کرده اند جالب توجه است.

آقایان نورا، عباسپور و سیدحسین نقوی حسینی سه نماینده ای بودند که به نفع وقف دانشگاه آزاد اسلامی در مجلس سخنرانی کردند.

اما این افراد چه ارتباطی با دانشگاه آزاد اسلامی دارند؟

عباسپور برادر خانم دکتر جاسبی مدیر این دانشگاه است و دفاع وی از دانشگاه آزاد اسلامی طبیعی است!

وی معروف ترین و مشهور ترین حامی مدیریت دانشگاه آزاداسلامی در مجلس است تا جایی که برای حفظ کیان دانشگاه آزاداسلامی حاضر شده بود ننگ دفاع از میرحسین موسوی را هم به تن بخرد.

دکتر نورا نماینده مردم سیستان و بلوچستان است، وی همزمان زئیس منطقه 7 دانشگاه است و در واقع یکی دیگر از پایه های استحکام بخشی به مدیریت دانشگاه آزاداسلامی است.

در همین حال بررسی نام سومین نفر هم جالب توجه است، نقوی نماینده مردم ورامین در مجلس است که به خاطر اینکه به تازگی عضو هیات علمی واحد علوم تحقیقات دانشگاه آزاداسلامی شده است امروز در مجلس برای حفظ منافع یک جریان خاص سنگ تمام گذاشت.

 

 

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ دانشجویان و نمایندگان سراسر کشور با حضور در مقابل مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را در مورد مصوبه ی غیر قانونی دیروز مجلس اعلام خواهد کرد.

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ دانشجویان و نمایندگان سراسر کشور با حضور در مقابل مجلس شورای اسلامی اعتراض خود را در مورد مصوبه ی غیر قانونی دیروز مجلس اعلام خواهد کرد.

به گزارش خبرنگار «خبرنامه دانشجویان ایران»، دانشجویان معترض به مصوبه دیروز مجلس که بر اساس آن از یک طرف مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را عین قانون است زیر سؤال برده و بدعتی جدید را پایه ریزی کرد و از طرف دیگر نیز با تصویب عملی شدن وقف دانشگاه آزاد اسلامی بزرگترین سرقت تاریخ را رقم زدند، با حضور در مقابل مجلس اعتراض خود را به این بدعت قانونی نشان خواهند داد.

این مصوبه در حالی از سوی نمایندگان به تصویب رسید که قبل از آن شورای عالی انقلاب فرهنگی طرح تغییر اساسنامه دانشگاه آزاد اسلامی و نیز عدم اجازه هیئت امنای این دانشگاه را برای وقف اموال آن تصویب کرده بود که لازم الاجرا برای تمام نهاد ها و سازمان های مربوطه بود. در مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی اموال این دانشگاه از آن عموم مردم دانسته شده و موضوع شخصی بودن آن منتفی بود.

اما با زیر پا گذاشتن این قانون توسط نمایندگان به اصطلاح قانون گذار و اجازه وقف اموال این دانشگاه به هیئت مؤسس، علنا اموالی که متعلق به مردم بود را به به عنوان هدیه به اشخاص هیئت مؤسس تقدیم کردند!

نمایندگان  در حالی این طرح را تصویب کرده اند که به صراحت از ابعاد غیر قانونی و غیر اسلامی آن اگاه بوده اند چرا که حتما می دانستند مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی عین قانون بوده و تخطی از آن مصداق اساسی کار غیر قانونی است و نیز اینکه  250 هزار میلیارد تومانی بیت المال هم توسط عملکرد نمایندگان مجلس به باد می رود نیز علاوه بر کار غیر قانونی امری غیر شرعی و اسلامی است.

جالب آنجاست که زمانی یکی از نماینده ها تذکر اساسی را در مورد عدم تخطی از مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که به گفته امام خمینی (ره) "مصداق قانون بوده و باید ترتیب اثر داده شود" به به رئیس مجلس داد و بیان کرده بود که نمی توان از آن سرپیچی کرد چه برسد به اینکه قانونی بر خلاف آن تصویب کنیم، با واکنش عجیب رئیس مجلس مواجه شد.

رئیس مجلس در جواب این تذکر با بیان اینکه تذکر خوبی است اما باید این موضوع را به رأی گذاشت بدعت دیگری در چارچوب های قانونی گذاشت. البته این گفته لاریجانی شاید از باب اطمینان در مورد مخالفت با این تذکر بود که نشان از آماده بودن نماینده های وام دار جاسبی برای تصویب طرح حمایت از دانشگاه آزاد بود. این حرکت لاریجانی که به نظر – شاید هم قطعا – از پیش تعیین شده بود نشان از سناریوی آماده برای حمایت همه جانبه از باند قدرت و ثروت در دانشگاه آزاد اسلامی داشت.

قطعا آقای لاریجانی از موارد قانونی و شرعی این موضوع با خبر بوده اما موضع وی در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی اساسا خارج شدن وی را از چارچوب های قانونی بیان داشت. البته بی تدبیری و قانون گریزی لاریجانی به اینجا ختم نشد که وی نظر مقام معظم رهبری در مورد شورای عالی انقلاب فرهنگی را فقط یک نظر فقهی دانست.

وی که به نظر می رسد جایگاه اصلی ولایت فقیه را فراموش کرده با این کار اساسا نقش اصلی خود را در سناریوی جدید دانشگاه آزاد اسلامی و باند قدرت و ثروت وابسته به آن که کسانی چون هاشمی و وابستگانش را با خود به همراه دارد نشان داد.

البته این اولین باری نیست آقای لاریجانی چنین اقدامات تأمل برانگیز را انجام می دهد چرا که در سال گذشته نیز در زمان ایجاد فتنه با تبریک زود هنگام خود به موسوی نماینده هاشمی در انتخابات سال گذشته آن هم در جایگاه مسئولیت در درون نظام شبهات زیادی را در مورد انتخابات بین مردم دوستدار نظام به وجود آورد و به پیچیدگی و عمق فتنه افزود.

برگزاری همایش 30 سال قانونگذاری و نظارت که وی در مجلس برگزار کرد نیز نمونه دیگر از این ارادت بود چرا که در این برنامه افرادی که طرح وحدت را که به گونه ای دور زدن نظام بود را دور هم جمع کرده و با این کار به بها دادن به این طرح در عرصه مجلس پرداخت. 

لاریجانی که ارادت او به شخص هاشمی بارها و بارها دیده شده است این بار با بازی کردن در سناریوی جدید هیئت مؤسس و امنای دانشگاه که یکی از اعضای آن هاشمی است سینه چاکی و دست به سینه بودن خود را دوباره به شخص آقای هاشمی نشان داد.

 

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ در متن این بیانیه آمده است: « از طراحان و مجریان این بازی و نمایش زیبای پارلمانی باید سپاسگذار بود و ما نیز به نوبه‌ی خود ممنونیم چرا که ماهیت و ارزش نمایندگان مجلس ما و حتی ریاست محترم و با کفایت آن را به ما نشان داد.»


به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله
، متن کامل این بیانیه به شرح ذیل می باشد:
* بیانیه مجمع بسیج دانشجویی دانشگاه آزاداسلامی *
(پیرامون مصوبه اخیر مجلس شورای اسلامی در حمایت از وقف این دانشگاه)

بسم الله الرحمن الرحیم

ضوابط و قواعدی را که شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی وضع می‍نمایند باید ترتیب آثار داده شود . امام خمینی (ره)

دیگر زبانمان مو درآورد! از بس گفتیم و نشنیدند. دیگر باورمان شده که نیستیم، یعنی هیچ نیستیم. ما فقط پول می‌دهیم و دیگر هیچ ...! و جدیداً هم که ما را بی‌ اطلاع خودمان وقف کرده‌اند. البته شاید مالک خودمان و اموالمان نبوده‌ایم و بی‌خبر بودیم و یا مالک‌مان نبوده‌اند، اما تصرف مالکانه در ما داشته‌اند ... مانده‌ایم چه بکنیم. به چه کسی بگوییم. آخر چقدر بیانیه بدهیم و تجمع برگزار کنیم و باز کسی نبیند ویا نخواهند که ببینند.  یا وابستگان به خودشان را با اتوبوس از سراسر ایران جمع کنند و بعد جای ما حرف بزنند. افسرده شده‌ایم به خدا ... اما نه، کار برای خدا خستگی ندارد.

یکشنبه گذشته طرحی برای وقف ما و اموالمان ، نه اشتباه گفتیم در حقیقت اموال همه مردم ایران؛ به مجلس برده شد و به صورتی کاملاً بدیهی مصوب مجلس شد. یعنی اگر جز این می شد مایه‌ی تعجب ما دانشجویان دانشگاه آزاداسلامی بود.

 ما همیشه تردد نمایندگان محترم این مجلس را در واحدهای مختلف دانشگاه خودمان  دیده‌ایم. یا گاه به گاه که گذرمان به سازمان مرکزی افتاده ، رفته‌ایم و دیده‌ایم که چگونه نمایندگان ملت در صف بوده‌اند که بعضی از مسائل برایشان هماهنگ شود. همیشه دیده‌ایم که اعضای ستادهای انتخاباتی این نمایندگان در شهرستان‌ها چگونه بعضاً حتی بدون یک روز سابقه تدریس دانشگاهی با مدرک فوق لیسانس ( آن هم غیر مرتبط )‌ رییس واحد دانشگاهی آن شهر با حدود بیست هزار دانشجو شده،‌ و هیچ کس هم جویای دلائل آن نگردیده است ویا بسیاری از مسائل مگوی دیگر....

 فهم، تاکید می‌کنیم فهم و نه تفسیر و یا تحلیل و ... این حقیقت تلخ، رمزگشای ماجرای سوء استفاده از اصل اسلامی وقف بود،‌ که بعد از شکست دربازی اساسنامه باب شد. همین فهم امروز نیز حکم آن دادگاه و رای این مجلس را برای ما روشن نموده است. دین بهانه، ولایت فقیه بهانه، قانون هم بهانه. تعارض این طرح‌ها و بازی‌ها با شرع ، ولایت و قانون آن‌قدر واضح است و به آن پرداخته شده که دیگر جذابیتی برای ما ندارد و اگر کسی برایش این چیزها مهم بود، آن‌قدر روشن‌ هست که از این حرکات حمایت نکند.

اما نکاتی را باید بگوییم که لااقل دست اندرکاران این پروژه مضحک کمی بیشتر حواسشان را جمع کنند:

1. از مجمع تشخیص مصلحت نظام می‌خواهیم وظایف شورای عالی انقلاب فرهنگی را به دوش گرفته و این نهاد صرفاً تشریفاتی شده و هدردهنده بیت‌المال منحل شود. از آن‌جاییکه اعضای اصلی این شورا عضو آن مجمع نیز هستند، خیلی به جایی هم برنمی‌خورد. نگران سیکل قانونی آن هم نباید بود چرا که در ابتدا با تصویب مجلس، رد شورای نگهبان، اصرار مجلس بر مصوبه، ارجاع به مجمع تشخیص، تایید نهایی و تمام. همه چیز قانونی قانونی است.

2. از طراحان و مجریان این بازی و نمایش زیبای پارلمانی باید سپاسگذار بود و ما نیز به نوبه‌ی خود ممنونیم چرا که ماهیت و ارزش نمایندگان مجلس ما و حتی ریاست محترم و با کفایت آن را به ما نشان داد. به نوعی شبیه کاری که شهرام جزایری برای اعضای مجلس ششم انجام داد را برای مجلس هشتم تکرار کردند و آب هم از آب تکان نخورد.  این امتحان جدید و رفوزه شدن  نمایندگان مجلس برای آنان که نمی‌شناختند راهی برای افزایش بصیرت است و قطعا در حافظه ملت باقی خواهد ماند.

3. حضرت آیت‌ا... آملی لاریجانی، از شما خیلی بیشتر انتظار داشتیم. شما در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی حضور داشتید و اگر موردی از تعارض اساسنامه‌ی جدید با قانون وجود داشت وظیفه شما بود که در آن جلسات تذکر دهید. اما اگر موردی نبود چرا نسبت به حکم شعبه قضایی واکنشی نشان ندادید و یا اگر واکنشی نشان داده‌اید چرا آن را علنی ننموده‌اید؟ لطفاً تکلیف قوه زیر نظر خودتان را با اساسنامه جدید مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی و نسبت آن با قانون را شخصاً ‌روشن فرمایید.

4. برخی از نمایندگان مجلس محترم ما بسیار خوش اشتها می‌باشند. یعنی به نظر می‌رسد که نداشتن امکان قدرت اجرایی برای برخی از نمایندگان عزیز نوعی کمبود محسوب می‌گردد. شاید مخالفت گاه به گاه برخی از وزرا با نظر نمایندگان برای انتصاب مدیران اجرایی، باعث شده که به فکر آن بیفتند که در نهادهای غیر دولتی نفوذ اجرایی و سیاسی لازم را کسب نمایند و کجا بهتر از دانشگاه آزاد اسلامی با 400 واحد دانشگاهی و هزاران میلیارد تومان دارایی. پیشنهاد می‌کنیم از سیکل تمام قانونی یاد شده در بند 1 استفاده شود و برخی از وزارتخانه‌ها ( به ویژه کشور و نفت )‌ را از دولت گرفته و بدون هیچ گونه نظارتی در اختیار آن‌ها بگذارند بلکه دردهایشان التیام یابد.

5. جناب آقای دکتر علی لاریجانی، ریاست مجلس شورای اسلامی؛ می‌دانیم که به احتمال بسیار زیاد می‌خواهید کاندیدای ریاست جمهوری دوره یازدهم شوید، بدانید که با این عملکردها و رفتارها وموضع‌گیری‌های دوپهلویتان، شما هم قطعاً از آرای باطله شکست خواهید خورد. این گونه رفتارهای ناسازگار با اصول و ارزش‌های انقلاب را،‌ همانند موضع‌گیری‌های ناصواب و بعضاً‌ خلاف قانون شما در فتنه سال گذشته ، هرگز فراموش نخواهیم کرد.

در پایان امیدواریم که آقایان و بعضاً خانم‌ها به فکر وقف نهادهای دیگر هم بیافتند چرا که راه خوبی است برای تثبیت مدیریت آنجنابان!؟!

والسلام علی من اتبع الهدی

مجمع بسیج دانشجویی دانشگاه آزاداسلامی

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 19:31 توسط بسیجی |

 مقایسه اجمالی بین دو سیستم

نکته‌هایی را که این روزها نویسندگان سایت های تابعه گروه تروریستی مجاهدین در باره اختلافات سیاسی یا جناحی سیستم حکومتی ایران و یا حوادث برآمده ازآ ن برجسته می کنند و آن را نشانه‌یی از " علائم بالینی مرگ و سرنگونی " می‌نامند، صرف نظر از صحت و سقم این تحلیل و این که مجاهدین بر اساس خصلت موج سواری خوش خیالانه این علائم را حاصل مخالفت های خود می‌دانند؛ در چارچوب روانکاوی، منعکس کننده‌ی وضعیت روحی و روانی رهبری مجاهدین و سیستم تحت مدیریت آنها است.*

رهبری مجاهدین با نگاهی ایدئولوژیک، وجود دسته بندی ها و جناح ها را نشانه ای ازنزاع ِ منجر به نابودی ارزیابی می کند و لذا مخالفت سیاسی درون سیستم را به هر شکل برنمی‌تابد و آن را سرکوب می‌نماید. حذف و خلع رده و برکناری دهها عضو مرکزیت مجاهدین در طول سالهای عمر این گروه نشان دهنده ی این بینش است.

از نگاهی تشکیلاتی ، وجود مخالفین و نظرات مختلف را باعث از هم پاشیدن شیرازه‌ی یک تشکیلات و نشانه ی ضعف می‌داند و به این علت آن را به هر قیمت و شکل ممکن رفع می‌نماید. این که یکی از مهمترین اهداف تشکیلاتی مجاهدین یک دست کردن اذهان اعضاء است، نتیجه‌ی چنین بینشی است.

از دل بینش مجاهدین یک راه کار مشخص برای مدیریت و حل و فصل مسائل و تنش‌های اجتماعی بیرون می‌آید که مبتنی بر حذف و نابودی کلیه‌ی اشخاصی است که درگیر یک کشمکش بوده‌اند و به هیچ وجه انجام یک روال قانونی برای به مجازات رساندن متخلفین -آن هم متناسب با جرم - را کارآمد نمی‌دانند و بر این اساس ریشه‌ی آن تنش را تا زمانی که برخورد قهرآمیز و همراه با حذف مطلق کلیه ی مخالفان صورت نگرفته باشد، باقی و قابل اشتعال می‌دانند، از همین رو است که مرتباً از شعله ور شدن دوباره ی قیام سخن می گویند.

با تلقی ایدئولوژیک مجاهدین از رهبری، تصور این که کسی یا کسانی علیه بالاترین مقام اجرایی و حکومتی شعار بدهند و آن سیستم همچنان سرپا باشد ازمحالات است و فرض برمتلاشی شدن آن از درون است ولو این که ظاهراً این گونه نباشد، از این رو است که می‌بینیم خط قرمز مجاهدین با درون، پذیرش مطلق رجوی و با سایر جریانات عدم انتقاد به وی است. جالب این است که این پیش شرط را که نشانه ی سستی و آسیب پذیری است، علامت اقتدار و استحکام تشکیلاتی می دانند. این مرزبندی نشانگر جایگاه شخص رجوی و بی اهمیتی سایرین در هر رده و منصبی.

کلیه مناصب و مراتب تشکیلاتی مجاهدین – که البته فاقد ارزش اجرایی است- مطلقاً انتصابی است، حتی ملقب کردن مریم رجوی به ریاست جمهوری نیز به دستور رجوی صورت می گیرد و مریم رجوی تصریح می کند "چون شما می‌گویی می پذیرم"، لذا بنا هم نیست بعد از آن تنشی به وجود بیاید و این از نظر مجاهدین یعنی یکپارچگی فکری و سیاسی و علت بقای تشکیلات!

...

چنین تفکر و بینشی، با هراسم و شعاری و با هر روکش مکتبی و در هر ابعادی، یک تلقی فاشیستی از قدرت و حکومت است که جامعه بشری تجربه به منصه ظهور رسیدن آن در ابعاد اجتماعی را در حکومت هیتلر و استالین و پل پت به یاد دارد و در نقطه مقابل اعتقاد به تکثر آراء و تحمل مخالفین و احترام به رأی اکثریت و تعامل اجتماعی قرار دارد.

_________________

* در این باره نگاه کنید به دهها مقاله ای که در سایت های مجاهدین درج یافته است از جمله " مراسم ارتحال امام یا ارتحال نظام؟" در سایت همبستگی

 

 

نگرانی های فزاینده ی مادام و مسیو رجوی

با مشاهده ی تقسیم کار صورت گرفته بین زوج رجوی معلوم می شود که مسعودرجوی عهده‌دار ِ صدور اطلاعیه و پیام های تشکیلاتی مجاهدین و مریم رجوی موظف به طرح نگرانی های این گروه است.

این تقسیم کار احتمالاً به این خاطر صورت گرفته است که گروه تروریستی مجاهدین به نام رجوی سندخورده است و به عنوان گروه ِ رجوی شناخته می شود و چون به خودی خود یک پسوند مجرمانه به حساب می‌آید، لذا برای طرح نگرانی‌ها و انتظار واکنش از سوی مخاطبان این گونه پیام ها فاقد اعتبار است و به همین خاطر نگرانی ها با امضای مریم رجوی صادر می شود.

بگذریم از این که تجربه نشان داده است که جایگزینی پسوند رجوی در کنار نام مریم به جای قجر عضدانلو، عملاً همین نتیجه را داشته است و تا به حال کسی به یاد ندارد که هیچ نهاد و شخصیت معتبر جهانی به نگرانی‌های رجویها وقعی گذاشته باشد. به همین دلیل هم هست که این پیام‌ها عموماً ذیل ِ نگرانی های محافل صهیونیستی و اسرائیل مطرح می گردد( اگر نگوییم که انعکاس ِ مکرر همان است) تا شاید مورد توجه قرار گیرد.

اما نکته ی قابل تأمل در این باره آن است که درست هنگامی که رهبری مجاهدین از ظهور علائم پایان حکومت ایران سخن می گوید، نگرانی هایشان رو به فزونی نهاده،از ماهی یکی به هفته‌یی یکی و ازهفته‌یی یکی به روز یکی و در هفته جاری به چندین مورد در روز افزایش یافته و به اظهار نگرانی و ترس و لرز تبدیل شده است.

رهبری مجاهدین نگران ِ مقابله با گروههای تروریستی پنهان شده در کردستان عراق است(11 و 12 خرداد ) و خواستار محکومیت جهانی ِ مقابله‌ی ایران با تروریسم است.اعتراف به اقتدار نظامی ایران و ترس از ابتلاء به سرنوشت سایر گروههای سیاسی لانه کرده در عراق.

رهبری مجاهدین نگران آن است که مبادا تحلیل ناظران بین المللی در باره ی اثرات منفی اقدام جنایت کارانه ی اسرائیل بر روی اقدامات آمریکا علیه ایران در شورای امنیت محقق شده و باعث تضعیف ِ قطعنامه ی تحریم علیه ایران (10 و 12 خرداد) شود. اذعان به اقتدار منطقه‌ای ایران و شکنندگی توافقات سیاسی علیه ایران. به این منظور و جهت ِ کاستن از اثرات اقدام ننگین اسرائیل، نیروهای کشته شده در اردوگاه مجاهدین در تابستان سال گذشته را فدیه‌ی وحشی گری اسرائیل و مابه ازای قتل عام فعالین صلح توسط صهیونیستها قرار می‌دهد.

اظهار نگرانی از استمرار غنی سازی در ایران (12خرداد) و اصرار برای تحریم همه جانبه‌ی مردم ایران. اعتراف به عدم کارآیی تحریم های وضع شده تا کنون علیه ایران...

انتظار می رود با گذشت زمان و هرچه بیشتر تشکیلات مجاهدین به نقطه ی فروپاشی و مرگ نزدیک می شود بر آمار نگرانی ها زوج ِ رجوی افزوده شود و تا آخرین لحظه به ذکر علائم و نشانه های آغاز دوران پایانی ِ حکومت ایران بپردازند!

 

 

اهداف رجوی از بازی فراخوان

صورت مسئله‌ی اصلی مخالفان دولت در دفاع از خودشان این است که یک وقت متهم به همکاری با "منافقین " نشوند. برخی مثل موسوی به این دلیل که مجاهدین را یک جریان مرده می دانند و خودشان را یک جریان زنده اینگونه استدلال می کنند:

"منافقین با این جنایت هایی که در داخل کشور داشته اند ، با این همکاری هایی که با صدام داشتند مرده یی شده بودند که ننگ ابدی بر پیشانی آنها مانده است. شما وقتی فرزندان این ملت که دو سه میلیونشان در یک روز یک خیابان را پر می کنند به منافقین نسبت می دهید ، آیا شما منافقین را تضعیف می کنید؟ یا نفاق را تقویت می کنید؟ "

برخی چون "فعالین حقوق بشر" که از اساس با مجاهدین مشکل دارند و آنها را ناقض حقوق بشر و خشونت طلب می‌دانند:

" تک تک این افراد در تمام طول فعالیت سیاسی و اجتماعی خودنسبت به عملکرد غیرانسانی و غیر حقوق بشری این سازمان موضع داشته و آن را محکوم کرده اند که پرونده تاریک این سازمان در نقض حقوق بشر سری دراز دارد که با آمال و اهداف کمیته گزارشگران حقوق بشر که در پی صلح و دوستی بود در تناقض آشکار به سر می برد.هرچند این کمیته در حمایت از زندانیان سازمان مجاهدین خلق همچون سایر زندانیان بر رعایت اصول انسانی و حقوق بشری تاکید داشت اما هیچگاه در پی پیشبرد اهداف این سازمان و یا هر مجموعه دیگری حرکت نکرده بود و بارها و بارها انتقادات جدی خود را از چهره نقاب زده افراد این سازمان در ارتباط گیری با فعالین مدنی و اجتماعی[مطرح و آن را] به شدت محکوم کرده بود. "

بعضی هم حتی هزاران کیلومتر آنسوتر از مرزهای ایران، به دلیل حقارت بار بودن همسویی با مجاهدین، می کوشند خود را از این اتهام مبرا کنند. همین هفته ی گذشته فاطمه حقیقت جو نماینده ی سابق مجلس ایران که در آمریکا به سر می برد وقتی فیلمی از سخنان وی در باره ضرورت اتحاد بین سلطنت طلبان و مجاهدین پخش گردید، بلافاصله به دفاع ازخود پرداخت و گفت که منظورش "مجاهدین انقلاب" بوده است و نه "مجاهدین خلق"!

در چنین فضایی که هر روز فاصله و مرزبندی مخالفان داخلی دولت با گروه تروریستی مجاهدین پررنگ تر می شود، باندرجوی بر شدت فعالیتهای تبلیغی خود و دعوت برای اغتشاش افزوده است.

افزایش حجم تحرکات باندرجوی، به رغم اعلام صورت مسئله ی جدی مجاهدین از سوی رجوی است که گفته بود : "امروز صورت مسئلة ما این است که چگونه می‌توان همین موسوی و کروبی را در برابر باند غالب و همین خامنه ای و احمدی نژاد تقویت کرد. چگونه می‌توان موسوی را به جلو و اندکی ایستادگی بیشتر و جدی تر هُل داد."

به نگاه گرگ صفتانه ی رجوی به موسوی نیز که آن را هم مثل بنی صدر یک موقعیت برای رسیدن به قدرت می بیند، پیش از این اشاره کرده بودیم :

" چشمک و چراغ دادن رجوی به موسوی و تلاش برای جذب ِ هواداران او به سبب اعتقاد ِ عمیق رجوی به کارآیی کودتا است. یک بار دیگر رجوی در سال 1360 این روش را تجربه و سعی کرد با جداکردن بنی صدر از حاکمیت و به اصطلاح سست نمودن پایه های حکومت، بستر مناسب برای موفقیت کودتای نظامی خرداد 60 را فراهم آورد اما ناکام ماند.

به این سبب از آنجا که موسوی را جناح مغلوب و جزیی از همین نظام می داند، تلاش دارد تا این تضاد را بارور ساخته و به زعم خود به جنگ و جدال بیشتر و تضعیف کل حاکمیت برساند و یک بار دیگر تجربه کودتای سی خرداد 60 را تکرار کند."

بنابراین سئوال این است که در شرایط کنونی که هرگونه مطرح شدن مجاهدین اولاً باعث تضعیف مخالفان دولت از هر حیث می شود و از طرفی باعث عمیق تر شدن فاصله و شکاف بین مخالفان و مجاهدین می شود، چرا رجوی با تمامی امکانات در پی ِ برسر زبان انداختن " اسم " مجاهدین با ارسال فایل صوتی و عکس خود به داخل کشور است؟

اهداف رجوی در این بازی از چندگزینه خارج نیست :

1- با اشراف نسبت به فضای کنونی و درک ِ غیرقابل دفاع بودن هرگونه تجمعی که مجاهدین به عنوان یک گروه معتقد به براندازی هم دعوت کننده به آن هستند، زمینه را برای به خشونت کشیدن آن و تهیه‌ی خوراک تبلیغی و ضدایرانی فراهم آورد.*

2- هرگونه تجمع حامیان موسوی و کروبی را به نفع خود مصادره نماید. آنان را به عنوان رقیب کنار زده و خود را نقش آفرین اصلی جابزند.

3- در جهت اقناع اعضای مجاهدین که همواره رادیکالیزم را به عنوان راه حلی اجتناب ناپذیر در مسیر رسیدن به قدرت دانسته و موسوی و کروبی را کرنش‌گر، ترسو و فاقد رادیکالیسم معرفی کرده است، نقش آفرینی خود را ضروری و مؤثر بداند.

هرچند هر یک از عوامل فوق، محرک رجوی در این بازی است، اما شلوغ بازی های مجاهدین در این قضیه اثبات می کند که سرچشمه ی اصلی این رفتار، آنارشی و تمایل رجوی برای به هم ریختن اوضاع و خصلت قانون ستیزی وی است. برای رجوی پس از پشت سرگذراندن سه دهه ناکامی و شکست در پیش گرفتن رفتار معقول سیاسی و هدفمند غیرممکن است و به همین علت سالها است که به قول خودش فقط در فکر " به هم ریختن میزها " است،‌رجوی خوب می‌داند که تجمعی در کار نیست تا برای آن یک برنامه ریزی و استراتژی لازم باشد، لذا صرفاً برهم زدن میزها را دنبال می کند و تشخیص داده است بهترین وسیله به این منظور مطرح شدن " اسم " مجاهدین است و از این رو با حداکثر تلاش در این مسیر پیش می رود.

________________________

* ولو شرکت کنندگان در هرگونه تجمع احتمالی، همانگونه که گفته شد مطلقاً با مجاهدین مرزبندی دارن

 

 

نسل سوم ِ مسعود!

نسل، اصطلاحی است در فن آوری‌های دیجیتال که برای معرفی نسخه جدید یک محصول که معایبش برطرف شده به کار می رود. مثال شاخص آن در مورد رایانه مصداق کامل دارد به این معنی که نسل کنونی رایانه‌ها علاوه بر رفع کلیه‌ی معایب نسل‌های گذشته‌، صاحب آنچنان مزایا و محاسن تکنولوژیکی شده است که گویی فن آوری بدیعی را نمایندگی می کند.

به نیروهای یک بار مصرف گروه تروریستی مجاهدین هم که در صحنه بایستی قربانی فرامین رجوی شوند نسل مسعود می‌گویند. در حال حاضر با نسل سوم آنها سروکار داریم که از برخی جهات شباهت هایی با نسل های رایانه یی دارند، با این تفاوت که پروسه‌ای کاملاً وارونه را طی کرده‌اند.

شباهت اصلی این دو نوع آن است که هر دو طوری برنامه ریزی شده‌اند که از قانون صفر و یک پیروی می کنند، شاید علت آن که به رغم توانایی انجام عملیات برنامه ریزی شده آنها را فاقد شعور می دانند همین است، تا آنجا که برای هر حالت جدیدی بایستی برنامه مشخصی برای آنها نوشت و به آنها ابلاغ کرد.

شباهت کلی دیگر این که نسل کنونی آنقدر تفاوت کرده است که دیگر قابل مقایسه با نسل اولی‌ها نیست با این تفاوت که در فن آوری رایانه افزودن مزایا و فن آوری های جدید معیار تغییر بوده است، در نسل سومی‌های مسعود، اجبار و نیازمندی باعث تغییرات شده است.

با ذکر این کلیت به بحث تفاوت سه نسل رجوی که همگی با یک هدف واحد برنامه ریزی شدند می پردازیم.

مدتی است که تحرکات عوامل شبکه ی شیاد رجوی برای به دام انداختن افرادی که انگیزه و توانایی ایجاد اغتشاش در تهران را داشته باشند آغاز شده است. عوامل باندرجوی برنامه‌ریزی فوق العاده ای کرده اند تا در بین روزهای 20 تا 30 خرداد و به ویژه در 22 خرداد به هر شکل ممکن یک ناآرامی ایجاد کنند و جالب این که در توجیه این افراد می گویند کافی است یک بانک و یا ساختمان دولتی را به آتش بکشند، آنگاه مردم هم جرأت پیدا می کنند و دست به انقلاب می زنند.

مشابهتی که این برنامه با برنامه‌ی نسل اولی‌ها دارد این است که به آنها هم گفته می شد شما بروید در خیابان و با رگبار مسلسل شعار ضدحکومتی بدهید، آنگاه مردم به شما خواهند پیوست و انقلاب خواهد شد.

اما تفاوت در اینجاست که نسل اولی نیروی متصل ِ تشکیلاتی - ایدئولوژیک بود، اما افرادی که در حال حاضر به دام می افتند، عمدتاً از باندهای خلافکارند و یا کسانی هستند که مشکلات روحی و روانی خاصی با گرایش به اغتشاش و شورش‌ گری دارند.

بنابراین سئوال این است چرا برنامه‌ای که با نیروی تشکیلاتی و ایدئولوژیک به موفقیت نرسید باردیگر به نیروی کاملاً منفصل که در قبال پول کار می کند داده می شود؟

بدیهی است که این اصرار احمقانه، نتیجه ی لجاجت ابلهانه ی برنامه ریز ِ اصلی است.

احمقانه بودن چنین برنامه ریزیی، نه یک اهانت، بلکه بیان یک واقعیت علمی است. در نسل اول، پایه ی برنامه این بود که حکومت شقه شده و در موضع ضعف است و بنابراین یک جرقه آتش بپا خواهد کرد، الآن نیز دقیقاً چنین پایه ای برای این برنامه درنظر گرفته شده است.

وجه حماقت بار این تحلیل آنجاست که اختلاف نظر سیاسیون نشانه ای از شقه و به اتمام ظرفیتهای حکومت و اتمام دوران آن توصیف می شود و کاریکاتور وار آن را به کل جامعه و ساختار حکومت تسری می‌دهند، اما وفاداری مردم به حکومت، عدم تمایل اکثریت مخالفان به خشونت و اشراف انتظامی و اطلاعاتی را نادیده می گیرند و مثلاً آتش زدن یک بانک و یا خودرو را سبب قیام معرفی می کنند!

البته تا آنجا که به چشم به راهی سی ساله برای رسیدن به قدرت مربوط می‌شود، این بی‌قراری کاملاً طبیعی است، اما وقتی به واقعیت های اجتماعی برمی گردد، اتکاء به این تحلیل تکرار ِ حماقت سال 60 است با این تفاوت که نسل فعلی با تمام سرمایه‌گذاری باندرجوی از نظر کمی و کیفی قابل مقایسه با نسل سال 60 نیست. حوادث سال گذشته به خوبی نشان داد که عدد کسانی که برنامه ریزی مجاهدین را می پذیرند از تعداد انگشتان دو دست هم تجاوز نمی کند، ضمن آن که مجاهدین را هم مافیایی مشابه مافیای مواد مخدر می دانند.

جالب اینجاست که نتیجه ی برنامه ای که برای نسل اول نوشته شده بود،( و یک بار دیگر مینی مال آن نوشته شده) به برنامه ی انقلاب ایدئولوژیک برای نسل دوم ختم شد که اصل آن این بوده و هست که نیروها مطلقاً نمی بایستی با اجتماع ارتباط داشته باشد.

رجوی بارها گفته است که ضامن ماندگاری مجاهدین انقلاب ایدئولوژیک بوده است و اگر آن نمی بود به کلی از بین رفته بودند، نتیجه ی عملیاتی انقلاب ایدئولوژیک هم این بود که نیرو فقط تا آنجا می تواند دست به عمل بزند که رهبری بالای سرش باشد و این حقیقتی است که تیم‌های عملیاتی در دهه ی هفتاد آن را به خوبی ثبت کردند چرا که تا پایشان به داخل کشور می رسید و از نامناسبات تشکیلاتی بیرون می آمدند، مثل برف ذوب می شدند و انگیزه‌‌‌ی هرگونه عمل تروریستی را از دست می دادند.

همین نسل میانی که فاقد هرگونه توانایی برای عمل اجتماعی است و در اشرف و اور دپو شده تحمیق می شود و به لحاظ ذهنی و تخیلی با همان برنامه ریزی ساخته و پرداخته می شود، رجوی را به این نتیجه رسانده است که درمیان خلافکاران قلاب بیندازد و آنها را صید کند، چرا که آنها به هر حال در جامعه هستند و فقط بایستی برای عمل خشونت بار تحریک شوند.

سرنوشت نسل سومی ها از هم اکنون روشن است؛ دست و پا زدنهای عوامل باندرجوی برای به تور انداختن و دادن برنامه ی ورودی ایجاد اغتشاش به آنان، یک خروجی مشخص که بارها از سال 1360 به این سو تکرار شده است، ندارد. لذا بهتر است دار و دسته ی رجوی به جای آب در هاون کوبیدن، کشک بسایند تا مخارج نسل سوم رجوی که مهارت زیادی هم در تیغ زدن سرشبکه های خیالاتی باندرجوی دارند را دربیاورند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 19:30 توسط بسیجی |

  باند ِ بی‌عرضه‌ی رجوی وشکستی دیگر

قبل از هر چیز در باره ی دستگیری تیم های تروریستی مجاهدین در تهران بایست گفت که فکر و ایده‌ی انجام عملیات تروریستی به منظور تحریک و ایجاد تشنج، نشانه ی آن است که رهبری مجاهدین مطلقاً به آنچه تحت عنوان قیام مردمی و آمادگی زمینه‌ی داخلی برای قیام و یا وضعیت انفجاری جامعه به نیروهای محصور در اردوگاه ها حقنه می‌کند سرسوزنی باور ندارد و بهتر ازهر کس به دروغ بودن آن واقف است.

توجیه تیم های تروریستی مذکور برای بمب گذاری نیز حاکی از همین واقعیت است چرا که به آنها گفته شده است برای شکستن سکوت حاکم بر اجتماع چنین اقدامی لازم است و این در حالی است که طی یک سال گذشته اصلی ترین محور تحلیل ایدئولوژیک مجاهدین این بود که نه تنها در جامعه سکوت نیست بلکه قیام هر روز گسترده تر شده و سرباز ایستادن ندارد. دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین هم برخلاف تحلیل داده شده به تیم های تروریستی، تبلیغات گوناگونی در باره قیام تهیه می کرد. رساترین تعریف از این وضعیت سردرگمی، نفاق و دورویی رهبری مجاهدین است.

اما در ارتباط مشخص با دستگیری تیم های تروریستی مجاهدین، با وجود گذشت 5 روز از دستگیری تیم های تروریستی و 24 ساعت از تشریح جزئیات آن، سخنگویان باندرجوی همچنان سکوت پیشه کرده و هیچ موضع گیری در این باره انجام نداده اند، بعید هم هست که بتوانند موضع گیری مشخصی داشته باشند چرا که تروریستهای دستگیر شده اعتراف کردند بقایای رجوی به آنها گفته‌اند به لحاظ سیاسی نمی توانند مسئولیت ارتباط با آنها را بپذیرند و آنها در صورت دستگیری باید بمب گذاری را یک اقدام فردی وانمود نمایند،‌بنابراین تنها راه باقی مانده برای آنان این است که دست به تکذیب بزنند.

و در حاشیه‌ی تکذیبیه با لودگی و مسخرگی خاص خودشان مثلاً دربیایند و بگویند شما که می‌گفتید مجاهدین تمام شده اند، دیدید تمام نشده اند. و یا این که آن را حرفهای بی ربط در تنگنای سرنگونی و شقه درونی توصیف نمایند و یا چیزی در همین سطح و از قبیل همین اراجیف که غالباً مواضع مجاهدین را می سازد.

اما مسئله این است که به رغم هرگونه از سرباز کردن موضوع و جاخالی دادن، رهبری مجاهدین از یک واقعیت نه می تواند بگریزد و نه می تواند آن را پنهان کند، این که عوامل بسیار بی عرضه ای در این گروه جمع شده‌اند که هر کاری انجام می دهند محکوم به شکست است.

عملیات تروریستی که ماهها بر روی آن برنامه ریزی شده بود و رجوی با هزار ترفند کوشید به عمد در جاهای دیگر از مجاهدین خط و نشان برجای بگذارد تا اذهان نیروهای امنیتی را از آن منحرف سازد درست در سربزنگاه نقش برآب شد.

بدون شک نیروهای اطلاعاتی تصادفاً آنها را قبل از اقدام دستگیرنکردند و فیلم های به تصویر در آمده نشان می دهد که از مدتها قبل تحت نظر بوده اند بلکه برای این که کاملاً سرخط های آنها شاسایی و اقدامات برنامه ریزی شده ی آنها کشف و مستند گردد، از دستگیری زود هنگام آنان پرهیز کردند، یا شاید برای این که اذناب رجوی با فراغ بال به خیال پردازی بپردازند.

بعد از اثبات بی عرضگی دار و دسته مجاهدین، واقعیت ثابت شده ی بعدی این است که رجوی به عمل تروریستی و وحشی گری اعتیاد دارد و از ریختن خون مردم بی گناه لذت می‌برد، و گرنه کودن ترین دشمنان مردم ایران نیز به خوبی می دانند با انفجارچند ترقه در تهران انقلابی به پا نمی شود!

 

 

 ملاقات رجوی با شهید بهشتی

در این ملاقات، مسعود رجوی پیشنهادی وسوسه انگیز را مطرح می کند ولی در حالی که هنوز ماهیت منافقین برای بسیاری از افراد روشن نشده بود، شهید بهشتی دست منافقین را خوانده و متوجه نیت آنان از طرح این پیشنهاد می شود.

به گزارش شبکه ایران آقای محمد پیشگاهی فرد از مبارزان پیش از انقلاب و از مسئولان کشور، پس از انقلاب بوده است و سال های سال توفیق همراهی با شهید بهشتی را داشته و در این زمینه خاطرات فراوانی دارد.

وی در کتاب خاطراتش برای اولین بار روایتی از ملاقات شهید بهشتی و مسعود رجوی به دست داد که روشنگر عمق نفاق منافقین از یک سو و بصیرت شهید بهشتی از سوی دیگر است.

در این ملاقات، مسعود رجوی پیشنهادی وسوسه انگیز را مطرح می کند ولی در حالی که هنوز ماهیت منافقین برای بسیاری از افراد روشن نشده بود، شهید بهشتی دست آنان را خوانده و متوجه نیت آنان از طرح این پیشنهاد می شود. این خاطره جالب را با هم مرور می نماییم:

«در اینجا از ملاقاتی پرده بر می دارم که شاید تا به حال در جایی گفته نشده باشد. این ماجرا را خودم از زبان شهید بهشتی شیدم. چند ماهی از انقلاب نگذشته بود که پس از فوت آیت الله طالقانی، مسعود رجوی از آیت الله بهشتی تقاضای ملاقات کرد و آیت الله [بهشتی] او را در منزلش پذیرفت و آن طور که خود شهید بهشتی می گفت جلسه مفصلی با مسعود رجوی داشته است.

رجوی در آن ملاقات تقاضا کرده بود: "با توجه به مجموعه ای که درمملکت داریم، به لحاظ سابقه مبارزاتی و اشراف بر مسائل سیاسی و اقتصادی و موقعیت اجتماعی شما، در نظر داریم با شما ارتباط برقرار نموده و بیعت نماییم. منتهی شرایط و نظریاتی داریم." و آقای بهشتی گفته بودند: "اختلافات ما با شما یک اختلافات صوری و سطحی نیست بلکه اختلافات عمیق بوده و از اعتقادات اصولی سرچشمه می گیرد."

آن طور که خود شهید برایم تعریف کرد، ایشان در باره اسلام شناسی با رجوی بحث کرده بود؛ به ویژه مباحثی که بعد از جدایی اپورتونیست ها به وجود آمده بود و رجوی رهبری آن جریان را به عهده داشت. البته ایشان فرمودند که من در مباحث اسلامی به دلیل عدم تسلط رجوی چندان وارد نشدم؛ اما به او گفتم آقای رجوی، اشکال من بر شما در این است که حتی مارکسیسم را هم نشناخته اید. این سخن تعجب او را برانگیخته و از این رو در این زمینه با من وارد بحث شد. به او گفتم: "شما این زیربنای اقتصادی مارکسیسم را از چه کتابی گرفته اید؟" گفت: "از کتاب کاپیتال مارکس."

گفتم: "از کدام نسخه است؟ متأسفانه اشتباهات زیادی در ترجمه نسخه آلمانی به زبان انگلیسی وجود دارد و اگر شما به کتاب اصلی به زبان آلمانی مراجعه کنید، متوجه می شوید که خیلی اشتباهات اساسی در تعریف اقتصاد مارکس وجود دارد. من این تفکر اشتباه رادر تحلیل های شما دیده ام."

سپس از رجوی تعریف ارزش اضافی در اقتصاد را خواسته بود. رجوی تعریفی ارائه داده بود که شهید بهشتی گفته بود: "اشکال ما همین جا است. شما اصلاً مارکسیسم را نشناخته اید و تعریف ارزش اضافی این نیست. این تعریف از ترجمه شده کتاب کاپیتال به زبان انگلیسی گرفته شده است، ولی من اصل آن را برایتان می خوانم."

سپس کتاب آلمانی کاپیتال مارکس را آورده و آن را خوانده و ترجمه کرده بود. آنگاه رو به او کرده بود . گفته بود: "اختلاف ما با شما این است که شما هنوز اصول را نمی دانید. شما با یک سری شعار آمده، مبناهایی را به عنوان اسلام شناسی، اقتصاد اسلامی و اقتصاد مارکسیستی با هم خلط کرده و آن را مبنای ایدئولوژیک خود قرار داده اید. ما به طور کلی اینها را قبول نداریم. شما باید همه اینها را زمین گذارده و اسلام را از منظر اصول خودش شناخته و به آن عمل کرده، تبلیغ و تبیین کنید. در این صورت ما حاضریم با شما صحبت و بحث کنیم و این رویه را ادامه بدهیم تا به یک نقطه ای برسیم."

آنطور که شهید بهشتی تعریف می کرد آن جلسه بسیار عجیب و مفصل بوده و بسیاری از اشتباهات اصولی مجاهدین در مباحث مختلف و شناخت اسلام را در آن جلسه تذکر داده بود.

تعبیر من به عنوان یک ناظر این بود که آنها از همان زمان از شهید بهشتی برای همکاری مأیوس شدند و به این نتیجه رسیدند که شخصیت ایشان والاتر و بالاتر از آن است که آنها می اندیشیدند، چرا که با تسلط و آگاهی او بر فلسفه شرق و غرب، امکان رویارویی با وی را نداشتند. به نظر من از همان جا مقدمات فاجعه هفتم تیر پایه ریزی شد.»

(خاطرات محمد پیشگاهی فرد، چاپ مرکز اسناد انقلاب اسلامی، صفحات 201 تا 203)

 

 

 نگاهی دوباره به باند ِ بی‌عرضه‌ی رجوی و شکستهای جدید

قبل از هر چیز در باره ی دستگیری تیم های تروریستی مجاهدین در تهران بایست گفت که فکر و ایده‌ی انجام عملیات تروریستی به منظور تحریک و ایجاد تشنج، نشانه ی آن است که رهبری مجاهدین مطلقاً به آنچه تحت عنوان قیام مردمی و آمادگی زمینه‌ی داخلی برای قیام و یا وضعیت انفجاری جامعه به نیروهای محصور در اردوگاه ها حقنه می‌کند سرسوزنی باور ندارد و بهتر ازهر کس به دروغ بودن آن واقف است.

توجیه تیم های تروریستی مذکور برای بمب گذاری نیز حاکی از همین واقعیت است چرا که به آنها گفته شده است برای شکستن سکوت حاکم بر اجتماع چنین اقدامی لازم است و این در حالی است که طی یک سال گذشته اصلی ترین محور تحلیل ایدئولوژیک مجاهدین این بود که نه تنها در جامعه سکوت نیست بلکه قیام هر روز گسترده تر شده و سرباز ایستادن ندارد. دستگاه منگول تبلیغاتی مجاهدین هم برخلاف تحلیل داده شده به تیم های تروریستی، تبلیغات گوناگونی در باره قیام تهیه می کرد. رساترین تعریف از این وضعیت سردرگمی، نفاق و دورویی رهبری مجاهدین است.

اما در ارتباط مشخص با دستگیری تیم های تروریستی مجاهدین، با وجود گذشت 5 روز از دستگیری تیم های تروریستی و 24 ساعت از تشریح جزئیات آن، سخنگویان باندرجوی همچنان سکوت پیشه کرده و هیچ موضع گیری در این باره انجام نداده اند، بعید هم هست که بتوانند موضع گیری مشخصی داشته باشند چرا که تروریستهای دستگیر شده اعتراف کردند بقایای رجوی به آنها گفته‌اند به لحاظ سیاسی نمی توانند مسئولیت ارتباط با آنها را بپذیرند و آنها در صورت دستگیری باید بمب گذاری را یک اقدام فردی وانمود نمایند،‌بنابراین تنها راه باقی مانده برای آنان این است که دست به تکذیب بزنند.

و در حاشیه‌ی تکذیبیه با لودگی و مسخرگی خاص خودشان مثلاً دربیایند و بگویند شما که می‌گفتید مجاهدین تمام شده اند، دیدید تمام نشده اند. و یا این که آن را حرفهای بی ربط در تنگنای سرنگونی و شقه درونی توصیف نمایند و یا چیزی در همین سطح و از قبیل همین اراجیف که غالباً مواضع مجاهدین را می سازد.

اما مسئله این است که به رغم هرگونه از سرباز کردن موضوع و جاخالی دادن، رهبری مجاهدین از یک واقعیت نه می تواند بگریزد و نه می تواند آن را پنهان کند، این که عوامل بسیار بی عرضه ای در این گروه جمع شده‌اند که هر کاری انجام می دهند محکوم به شکست است.

عملیات تروریستی که ماهها بر روی آن برنامه ریزی شده بود و رجوی با هزار ترفند کوشید به عمد در جاهای دیگر از مجاهدین خط و نشان برجای بگذارد تا اذهان نیروهای امنیتی را از آن منحرف سازد درست در سربزنگاه نقش برآب شد.

بدون شک نیروهای اطلاعاتی تصادفاً آنها را قبل از اقدام دستگیرنکردند و فیلم های به تصویر در آمده نشان می دهد که از مدتها قبل تحت نظر بوده اند بلکه برای این که کاملاً سرخط های آنها شاسایی و اقدامات برنامه ریزی شده ی آنها کشف و مستند گردد، از دستگیری زود هنگام آنان پرهیز کردند، یا شاید برای این که اذناب رجوی با فراغ بال به خیال پردازی بپردازند.

بعد از اثبات بی عرضگی دار و دسته مجاهدین، واقعیت ثابت شده ی بعدی این است که رجوی به عمل تروریستی و وحشی گری اعتیاد دارد و از ریختن خون مردم بی گناه لذت می‌برد، و گرنه کودن ترین دشمنان مردم ایران نیز به خوبی می دانند با انفجارچند ترقه در تهران انقلابی به پا نمی شود!

 

 

صحنه‌هایی که ایرانی‌ها را تکان داد

چند روز پیش، ٢١ خردادماه، فیلم مستندملاقات پشت دیوار اشرف راجع به گروه تروریستی مجاهدین از تلویزیون ایران پخش گردید که باعث تحیّر ایرانیان ازسبوعیت و ناجوانمردی رهبران این گروه شد.

اظهارات تکان دهنده ی آقای محمدحسین سبحانی در باره ی شرایط زندان ِ طویل المدتی که فقط به خاطر مخالفت با رجوی متحمل شده است و همچنین نمایش ِ وضعیت حزن‌آلود خانواده های اعضای مجاهدین که به دلیل مخالفت سران این گروه موفق به دیدار با فرزندانشان نشده‌اند از اثرگذارترین صحنه های این مستند بود که بی تردید به عنوان یکی از سیاه ترین اوراق کارنامه ی این گروه جنایتکار ثبت خواهد شد.

حقیقت آن است که به دلیل ترورهای مجاهدین در اولین سالهای پس از انقلاب و همچنین همکاری مجاهدین با صدام در جنگ علیه ایران، آنچه در یاد و خاطره ی مردم ایران ازاین گروه باقی مانده است جنایت و به ویژه خیانت به میهن است و هیچ تصوری از روابط منحط وغیرانسانی در داخل این گروه نداشتند، اما به جرآت می‌توان گفت این مستند – که یک نکته از هزاران بود - به یک باره دریچه ای بر وضعیت اسف بار اعضای این گروه گشود و نشان داد که آنان نیز گرفتار قدرت طلبی و جنایت پیشگی رهبری مجاهدین شده اند.

به راستی جای هیچ شبهه ای نیست که در حال حاضر که مجاهدین به لحاظ سیاسی و اجتماعی ایزوله شده و عمر تاریخی آن به سر آمده است، قربانیان اصلی اش، اعضای گروه باشند که عمرشان را برسر اهداف پوچ و قدرت طلبی رجوی گذاشته اند و دچار سرنوشت رقت انیگیز کنونی شده اند.

از سویی تجمع خانواده ی اعضای این گروه در پشت در اردوگاه بیانگر این حقیقت بود که از لحاظ اجتماعی به شدت منفور و از نظر سیاسی به شدت ضعیف هستند و به خوبی ترس رهبری مجاهدین از مواجه اعضاء با خانواده هایشان مشهود بود.

یک بخش روشنگرانه در این مستند نیز به روشهای کثیف مجاهدین برای به دام انداختن جوانان فعال در عرصه روزنامه نگاری و وب مربوط بود. در این قسمت افرادی که خود مستقیماً در این دام افتاده بودند نحوه‌ی آن را توضیح دادند و این که چگونه بقایای رجوی تحت عنوان موسسات پژوهشی و یا تحقیق دانشگاهی سفارش کار می دهند و به سوء استفاده از جوانان می‌پردازند. هرچند تا کنون نیز میزان موفقیت باندمافیایی رجوی در این زمینه بسیار کم بوده است، اما می توان امیدوار بود با این روشنگری عدد افرادی که فریب شیادی مجاهدین را بخورند به صفر برسد.

سرانجام این که می توان امید داشت نمایش وضع زندگی دوتن از اعضای جداشده‌ی مجاهدین در این مستند که سالها با این دروغ که درصورت ِ رسیدن پای آنها به ایران پس از شکنجه اعدام خواهند شد، نقطه ی اتکایی باشد برای افرادی که با این حیله ترسانده و از رهایی آنها جلوگیری شده است.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 19:29 توسط بسیجی |

 توکلی: مصوبه دیروز به آبروی مجلس لطمه جدی زد

رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه اقدام دیروز نمایندگان لطمه‌ی جدی به آبروی مجلس زد، گفت که هیات رئیسه‌ مجلس باید این مساله را مورد تجدیدنظر قرار دهد.

به گزارش شبکه ایران، احمد توکلی، نماینده مردم تهران و رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی، مصوبه روز گذشته‌ی مجلس درخصوص حمایت از تاسیس و تقویت موسسات و مراکز آموزش عالی غیردولتی را موجب وارد شدن لطمه‌ی جدی به آبروی مجلس دانست.

احمد توکلی در گفت‌وگو با ایسنا، این مصوبه را از نظر آیین‌نامه‌ی داخلی مجلس سوال‌برانگیز و مبهم دانست و گفت:‌ ما در حال بررسی این مساله هستیم و انشاءالله نظر خود را هم در این زمینه اعلام خواهیم کرد.

طرح فوق نباید در دستور کار مجلس قرار می گرفت
وی با این استدلال عنوان کرد که طرح حمایت از تاسیس و تقویت موسسات و مراکز آموزش عالی غیردولتی اصلا نباید در دستور کار روز گذشته‌ی مجلس چاپ می‌شد، بلکه باید در مجلس مطرح میگردید و نمایندگان به آن رای می‌دادند و در صورت رای آوردن، در دستور کار بعدی مجلس در حق تقدم قرار می‌گرفت.

توافقات پشت پرده نمایندگان برای در دستور قرار گرفتن این طرح
نماینده‌ی تهران در مجلس گفت: علی رغم این روند روز گذشته با کمال تعجب شاهد بودیم که این موضوع در دستور کار مجلس چاپ شد و مورد بحث قرار گرفت و به محض آن‌که رای آورد آن را رسیدگی کردند و از آن مبهم‌تر این بود که پیشنهاد چاپی در بین نمایندگان توزیع شد و برخی نمایندگان پیشنهاداتی دادند که ناظر بر جریانات این مقطع زمانی بود و این در حالی است که این طرح مربوط به سال 87 می‌شد که این مساله مشخص می‌کند، توافقاتی صورت گرفته بود و عده‌ای خبر داشتند که این طرح در دستور روز گذشته‌ی مجلس چاپ می‌شود و لذا از قبل پیشنهادات خود را آماده کرده بودند که البته این پیشنهادات هیچ ربطی هم به سال 87 نداشت و مربوط به این ایام می‌شد.

قوه‌ی مقننه متهم شد
توکلی در بخش دیگری از گفت‌وگوی خود با طرح این سوال که چرا از دانشگاه آزاد در مجلس هشتم تا این حد طرفداری می‌شود؟ در عین حال به نامه‌ی با حدود 240 امضا در تایید رییس دانشگاه آزاد در مجلس اشاره کرد و گفت: این نامه اصلا برای مجلس خوب نبود و قوه‌ی مقننه را به نوعی متهم کرد. در موضوع اخیر نیز این سوال مطرح است که علی‌رغم نظر مقام معظم رهبری در این موضوع که مجلس نباید در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود کند؛ چرا به نمایندگان به این اخطار رای ندادند؟

وی با بیان این‌که عوامل مختلفی باعث شد که این اخطار رای نیاورد، گفت: یکی از دلایل این امر این بود که این طرح تنها شامل دانشگاه آزاد نمی‌شد و می‌خواست که مشکل تمام موسسات غیرانتفاعی را حل کند و از آنجا که تعداد زیادی از نمایندگان در حوزه‌های انتخابیه‌ی خود با این مشکل روبه‌رو هستند به آن رای دادند . البته برخی از نمایندگان هم با این تصور که این طرح مانع مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی نیست به آن رای دادند.

بسیاری از نمایندگان مثل ما مخالف مدیریت دانشگاه آزاد هستند
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با اظهار این مطلب که رای روز گذشته‌ی نمایندگان به این مصوبه به معنای حمایت همه‌ی آنها از دانشگاه آزاد اسلامی نیست، گفت: بسیاری از نمایندگان مثل ما مخالف نحوه‌ی اداره‌ و مدیریت دانشگاه آزاد هستند.

بعضی از نمایندگان نمی خواستند حرف دولت پیش برود
توکلی ادامه داد:دسته‌ی سومی که به این طرح رای دادند نمایندگانی بودند که به خاطر آن‌که نمی‌خواستند حرف دولت پیش رود رای دادند یعنی قصد داشتند که طرف دولت را نگیرند.

برخی از نمایندگان به دانشگاه آزاد بدهکارند
رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با برشمردن دسته‌ی چهارمی که به طرح مذکور رای دادند، گفت: این دسته نسبت به دانشگاه آزاد سمپاتی مثبت دارند که در این دسته افرادی هستند که متاسفانه به این دانشگاه بدهکارند و البته برخی هم به دلایل عقلی که به نظرشان می‌رسد این سمپاتی را دارند و در مجموع نحوه‌ی اداره‌ی این دستگاه را مثبت تلقی می‌کنند.

این مصوبه از نظر عدم قبول اخطار قانون اساسی، شبهه‌ناک است
نماینده‌ی تهران در مجلس در کل اقدام روز گذشته‌ی مجلس در رای مثبت به طرح حمایت از تاسیس و تقویت موسسات و مراکز آموزش عالی غیردولتی را اتفاق نامیمونی خواند و گفت: این مصوبه از نظر عدم قبول اخطار قانون اساسی نیز شبهه‌ناک است که بر این اساس به نظر می‌رسد، شورای نگهبان آن را رد کند.

آبروریزی مجلس
توکلی در پایان با اعتقاد به این‌که این مصوبه لطمه‌ی جدی به آبروی مجلس زد، خاطرنشان کرد که هیات رئیسه‌ی مجلس باید این مساله را مورد تجدیدنظر قرار دهد.

 

 

افشای سند مهم دانشگاه آزاد

 

 

پخش انیمیشن ترویج فرقه جنسی کابالا در باکس ویژه کودکان

گروه فرهنگی: جمعه گذشته شبکه تهران سیمای جمهوری اسلامی، یکی از انیمیش های مشهور روز را که مبانی کابالا را به سنین خرد سال آموزش می دهد در باکس ویژه کودکان به روی آنتن فرستاد.

به گزارش رجانیوز، هرچند مراکز مطالعاتی و کانون های هوشمند فرهنگی از مدت ها پیش انیمیش جنجالی "9" را که یکی از آشکارترین تولیدات ویژه کودکان در زمینه آموزش مبانی عرفان‌های کاذب مدرن به‌ویژه نئوکابالیسم معرفی کرده بودند ولی این انیمیش جمعه گذشته در باکس ویژه تماشاخانه که برای مخاطب کودک و نوجوان تعریف شده است، پخش شد.

انیمیشن "9" داستان مرد دانشمندی است که به عنوان آخرین فرد باقیمانده از نوع انسان پس از جنگی ویرانگر موفق می شود با به‌کارگیری شیوه های کیمیاگری کابالیستی، روح خود را در کالبد 9 عروسک پارچه ای بی جان وارد کند و به این شکل به حیات استمرار بخشد.

در عرفان کابالا هستی به 10 مرتبه تقسیم می شود که روح اصلی و بالای آن در 9 مرتبه پایین‌تر تجلی می یابد. 9 مرتبه تجلی روح هستی در عرفان کابالا در همه منابع این فرقه با 9 عضو بدن انسان متناظر معرفی می شوند.

این درست همان چیزی است که درانیمیشن 9 نیز دیده می شود. عروسک 3 و 4 با دستکش ساخته شده اند که نمادی از دو دست چپ و راست هستند. در عرفان کابالا نیز عنصر 3 و 4 درخت حیات، دست چپ و دست راست نامیده می شوند. عروسک 7 و 8 که نیرومند و جنگ‌جویان گروه هستند نیز درست همانند عنصر 7 و 8 درخت حیات در کابالا جایگاه پای چپ و پای راست را دارند.

عدد 9 نیز که به طرز جالبی لباسی از یک زیپ شلوار دارد، درست معادل عنصر 9 درخت کابالا که نماد غریزه جنسی است به این بخش از بدن اشاره می کند. در یکی از سکانس ها وقتی عدد 2 زیپ 9 را باز می کند، 9 سراسیمه و خجالت زده آن را بالا می کشد. حلول روح دانشمند در نه مرتبه و تجلی همان چیزی است که در فرقه کابالا حلول روح اولیه هستی در نه عنصر درخت حیات توصیف می شود.

در این انیمیشن، قهرمانان داستان پاسخ پرسش ها و مشکلات خود را در کتاب دست نوشته های پاراسلسوس می یابند. پاراسلسوس که کتاب وی به وضوح در این انیمیشن به تصویر کشیده می شود، یک کیمیاگر، پزشک و کابالیست مشهور سده های میانه است.

پخش این انیمیشن و نمونه های مشابه که شرایط مأنوس شدن کودکان را با مبانی عرفان جنسی و فرقه کابالا را فراهم می آورد، در یکی از باکس های ویژه کودک و خانواده بسیار قابل توجه است و نمی توان به سادگی از کنار آن گذشت.

به گفته برخی کارشناسان پخش برنامه های نمایشی خارجی ای که مبانی عرفان و فرقه های نوظهور را در ذهن بینندگان ایجاد و تقویت می کند با گرایش برخی از مهره های مؤثر شاغل در سازمان به این فرقه ها، از جمله گروه شعور کیهانی معروف به عرفان حلقه بی ارتباط نیست.

 

 

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛ سایت خبری یاهو در اقدامی قابل توجه، از تصویر ندا آقا سلطان و مهدی کروبی برای خبر مربوط به عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی شرق کشور استفاده کرده است.

به گزارش شبکه خبر دانشجویی ثارالله ؛  خبر اعدام عبدالمالک ریگی سرکرده گروهک تروریستی "جندالله" که ارتباطات وسیعی با دستگاه‌های اطلاعاتی آمریکا، انگلیس و رژیم صهیونیستی داشت،‌ رسانه‌های خبری جهان را به بازتاب وسیع اعدام این مهره تروریستی وا داشت.
بی‌بی‌سی در بازتاب اعدام این سرکرده تروریستی،‌ ضمن ابراز دلسوزی برای از دست رفتن چنین مهره شاخصی، وی را به اپوزیسیون ایران ارتباط داد و با کتمان خوشحالی مردم سیستان و بلوچستان از اعدام وی، از تلاش‌های ریگی برای مبارزه با حکومت ایران و برقراری شرایط ایده‌آل برای جمعیت اهل سنت در ایران خبر داد.
پایگاه آمریکایی "یاهونیوز" نیز طی اقدامی معنادار، از تصویر ندا آقا سلطان برای خبر اعدام این سرکرده تروریستی استفاده کرد تا بلکه ریگی را نیز عضوی از اپوزیسیون جنبش سبز معرفی کند که توسط ایران اعدام شده است.

این سایت خبری‌ طی اقدام دیگری، این بار برای خبر اعدام ریگی، تصویری از شیخ مهدی کروبی را در حالی که مورد اعتراض مردمی واقع شده بود، استفاده کرد.
این اقدام یاهونیوز در مشابه دانستن وضعیت ندا، کروبی و ریگی، در حالی صورت گرفته است که به درستی این سه پدیده یعنی قربانی جریان فتنه، رهبر این جریان و سرکرده تروریست‌های شرق کشور، به طور مستقیم و غیرمستقیم به عنوان مهره‌های کشورهای غربی علیه جمهوری اسلامی به کار می‌روند.

در موضوع کشته‌شدن ندا آقاسلطان، گرچه بررسی‌های تصاویر و فیلم‌های گرفته شده از این واقعه، از دست داشتن منافقین در جریان کشته شدن وی حکایت دارد و انتشار فیلمی پس از یک سال از سوی جریان فتنه نیز، چهره عامل ترور را به روشنی نشان می‌دهد اما رسانه‌های غربی در تلاشند از وی تصویری به عنوان قربانی راه آزادی بسازند.
یکی از سران اپوزیسیون ماه‌ها پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری دهم، عنوان کرده بود که راهی برای پیروزی نیست و اصلاحات برای پیروزی "خون" می‌خواهد.
در جریان بعد از انتخابات نیز برخی چهره‌ها از سوی سایت‌های اینترنتی جریان فتنه، به عنوان قربانیان سرکوب معرفی می‌شدند اما یکی پس از دیگری،‌ با ظاهر شدن در مقابل تلویزیون از زنده بودن خود خبر می‌دادند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 2:59 توسط بسیجی |

 عده‌ای به جای نمایندگی مردم، نماینده جاسبی در مجلس هستند

رئیس دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران گفت: ‌مدیران دانشگاه آزاد 30 سال تمام برای محکم کردن جای پای خود وقت داشتند و امروز به سهولت تن به اجرای قانون نخواهند داد.

به گزارش شبکه ایران، عباس سلیمی نمین، رئیس دفتر مطالعات تدوین تاریخ ایران با اشاره به مصوبه مجلس پیرامون وقف اموال دانشگاه آزاد، آن را نقطه‌ای سیاه در پرونده مجلس عنوان کرد که توانایی ارائه پاسخ پیرامونش را ندارند.

وی در گفت‌وگو با جوان، با اشاره به اقدام دستگاه قضایی پیرامون متوقف کردن اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی درباره دانشگاه آزاد اظهار کرد: اصرار ملت درباره قانونمند شدن دانشگاه آزاد باعث شده که با مسائل غیر منتظره‌ای نظیر حکم قوه قضائیه مواجه شویم.

وی در ادامه با اشاره به مفاسد مدیریتی در دانشگاه آزاد تصریح کرد: ‌مدیران دانشگاه آزاد 30 سال تمام برای محکم کردن جای پای خود وقت داشتند و امروز به سهولت تن به اجرای قانون نخواهند داد. البته این موضوع برای کسانی که از مسائل پشت پرده دانشگاه آزاد، مفسده مدیریتی آنها و عقبه این دانشگاه مطلع هستند موضوع تازه‌ای نیست.

رئیس دفتر مطالعات و تدوین تاریخ ایران در ادامه با ابراز نگرانی از عدم برخورد مناسب با مفسده مدیریتی دانشگاه آزاد در طول 30 سال گذشته تصریح کرد: متاسفانه مدیریت این دانشگاه برخی از افراد با نفوذ در کشور نظیر عده معدودی از نمایندگان مجلس را وامدار خود کرده است و همین موضوع باعث شده که هماهنگی‌های لازم درباره حفظ مصالح مدیریت دانشگاه آزاد در دستگاه‌های مختلف صورت بگیرد. هم اکنون افرادی وجود دارند که با مدرک زیر‌دیپلم وارد مجلس شده‌اند و بدون اینکه کنکور بدهند، به کلاس بروند و امتحان بدهند، امروز مدرک دکترا از دانشگاه آزاد دریافت کرده‌اند. بنابراین این فرد دیگر نماینده مردم نیست، بلکه نماینده آقای جاسبی در مجلس است.

سلیمی‌نمین خاطر‌نشان کرد: حضور همین افراد معدود در مجلس باعث می‌شود که بدعت فاجعه‌باری درباره وقف اموال دانشگاه آزاد از طریق این مصوبه صورت بگیرد که نقطه سیاهی برای مجلس محسوب خواهد شد. موضوعی که قطعاً آنها در آینده نمی‌توانند پاسخگویش باشند. امیدوارم در آینده نزدیک ملت این وامداران را بشناسند.

 

 

چرا بسیحی واقعی همت بود و باکری؟

خدا خیر دهد آن کسی که شعار «بسیجی واقعی همت بود و باکری» را بعد از انتخابات در دهان سبزها گذاشت.

حسن اولش این بود که وارد گفتمان ما شده بودند و داشتند از بسیج حرف می زدند. اینکه آنها می خواستند از بسیجی واقعی و غیر واقعی بگویند اهمیتی نداشت چون مثل این بود که مثلا ما بخواهیم از یک چیزی که فی النفسه مال آنهاست حرف بزنیم و بعد از اصلی و فرعی اش بگوییم. مهم این بود که وارد زمین بازی ما شده بودند.

اما حسن دوم و مهمترش همچون دیگر ابعاد فتنه در طول زمان مشخص شد.

اخیرا مصطفی تاج زاده مطلبی تفصیلی نوشته که خواندنش تقریبا یک ساعتی وقت می گیرد اما در آن نکات مهمی را مطرح کرده است. نکاتی که در ۱۲ سال اخیر ما می گفتیم  هست! اما خودشان انکار می کردند اما این بار تاج زاده پیش قدم شده و خیلی از آنها را پذیرفته است.

وی در قسمتی از این مطلب تلویحا از منافقین عذرخواهی کرده و برخوردهایی همچون برخورد امام (ره) با کاظم شریعتمداری و حسینعلی منتظری و ... را زیر سوال برده است.

اما با خواندن سطر به سطر این مطلب تنها یک چیز در ذهن انسان متبادر می شود و آن هم قسمتی هایی از وصیتنامه تاریخی حمید باکری است. آنجایی که می نویسد:

بسیجی واقعی همت بود و باکری

بعد از جنگ رزمندگان به ۳ دسته تقسیم خواهند شد:

1- دسته‌ای‌ به‌ مخالفت‌ با گذشته‌ خود برمی‌خیزند و از گذشته‌ خود پشیمان‌ می‌شوند.
2- دسته‌ای‌ راه‌ بی‌تفاوتی‌ را برمی‌گزینند و در زندگی‌ مادی‌ خود غرق‌ می‌شوند.
3- دسته‌ای‌ به‌ گذشتة‌ خود وفادار می‌مانند و احساس‌ می‌کنند که‌ از شدت‌ مصائب‌ و غصه‌ها دق‌ خواهند کرد.

آنچیزی که با خواندن موضع اخیر مصطفی تاج زاده در ذهن تداعی می شود دسته اول است و اینجاست که انسان عمق شعار «بسیجی واقعی همت بود و باکری» را می فهمد. اینکه چرا واقعا باکری بسیجی واقعی بود، اینجاست که مشخص می شود زیرا آنچیزی که او در خشت خام می دید امثال ما هیچ گاه در آینه هم نمی دیدیم و حقا شایسته است که از تمامی کسانی که بعد از انتخابات این شعار را فریاد زدند تشکر شود. چه آنهایی که با اعتقاد به بسیج و بسیجی می گفتند و چه سلطنت طلب ها و مارکسیست ها و بچه مچه هایی که مثلا می خواستند ما را حرص بدهند! اما هرچه این شعار را فریاد زدند حق بود و این حق در این ۸ ماه عجب خود را نشان داد ...

در مورد همت هم قبلا نوشته بودم. اینکه چرا ابراهیم همت بسیجی واقعی است خیلی نیازی به استدلال ندارد. کافی است بخشی از مواضع او را هم بخوانیم تا ببینیم او کجاها را می دید  و پیش بینی می کرد:

زمان بازرگان به ما بر چسب چریک زدند، زمان بنی صدر هم برچسب منافق! الان هم بر چسب خشک مقدسی و تحجر.
هر قدمی که در راه خدا و بندگان مستضعف او برداشتیم، برچسب بارانمان کردند. حالا روزی ده برچسب دشت می‌کنیم، اما بسیجیان دلسرد نباشید. حاشا که بچه بسیجی میدان را خالی کند ...

 

 

میثاق کروبی با رجوی

کروبی که سال گذشته از ساسی مانکن تا سروش منکر وحیانیت قرآن را به خدمت گرفت!

 29 سال پیش در این ایام، جریانی که خود را «مجاهدین» می‌نامید با نام حمایت از «خلق»‌تیشه برداشت تا به زعم خود ریشه نهال نوپای خمینی بت‌شکن را برکند اما از قضای روزگار آن تیشه ریشه خود او را زد چرا که فردای 30 خرداد که این جریان با تمام قوا به میدان آمد تا قدرت خود را نشان دهد اما با تودهنی مردم مواجه شد، خانه ملت عدم صلاحیت رئیس‌جمهور مورد حمایت آنان را اعلام و بنی‌صدر به همراه رجوی سرکرده مجاهدین مجبور شدند با لباس زنانه عزم فرنگ کنند تا نشان دهند چگونه منافقانه دم از خلق می‌زدند.

اما ظاهراً قرار است پایان فصل بهار و 30 خرداد به نام جریان نفاق در تاریخ این انقلاب ثبت شود و منافقین متقدم و متأخر در یک پیوند نامبارک نامشان در یک برگه تاریخ پرفراز و نشیب انقلاب ثبت شود.

آن روزگاری که آیه مبارکه «فضل‌الله المجاهدین علی‌القائدین اجرا عظیماً» بر تارک متمسکین به خلق نقش بسته بود کمتر کسی باور می‌کرد که چند صباح بعد آن آیه جای خود را به داس و چکش ملحدین روزگار بدهد و چه با مسما بود نامی که امت روح‌الله برایشان برگزیدند:«منافقین» اما امروز نوبت متأخران این جریان است که هویت زیر نقاب گرفته خود را هویدا سازند و ثابت کنند جبهه نفاق در هر عصر به چهره‌ای شبیه می‌شود و از زبان و حلقوم فردی بیان می‌شود. پس از آنکه در سالگرد ارتحال امام که جریان فتنه سعی داشت با تمسک دروغین به امام امت برای خود کسب وجاهت کند، مردم انقلابی سناریوی آنان را نقش برآب کردند. سردرگمی و عصبانیت این رخداد باعث شده تا به هر خس و خاشاکی دست یازند تا چهره نقاب‌زده خود را دوباره بیابند.

این‌گونه است که به یکباره شیخ مهدی کروبی این یار آرای باطله در انتخابات به همراه دو یار فرنگ‌نشین جریان فتنه پیکان حمله خود را متوجه ستون انقلاب می‌کنند تا شاید عقده‌های فرو خفته خود را خالی کنند.

آقای کروبی که سال گذشته از ساسی مانکن تا سروش منکر وحیانیت قرآن را به خدمت گرفت تا بتواند این‌بار در پایان عمر سیاسی خود ردای ریاست جمهوری را بر تن کند، اما حتی آرای باطله نیز او را شکست داد و پنجم شد در بیانیه‌ای خطاب به ملت آن هم در سالگرد قیام مسلحانه منافقین علیه نظام اسلامی بدترین تهمت‌ها را متوجه نظام اسلامی کرده است تا شاید دل نظام به رحم آمده و او را دستگیر کند و از این طریق بتواند وجاهتی در میان دلسوزان واقعی انقلاب(!) همچون اوباما، نتانیاهو و ... کسب کند.

کروبی در این بیانیه سراسر تهمت و افترا به اصول نظام بار دیگر مدعی دزدیده شدن آرای مردم شده است، همچنان که سال 84 و هنگامی که رفقای خود او به مسند ریاست بودند مدعی تقلب شد تا به همگان منطق قوی خود را آشکار سازد.

ظاهراً کروبی با مسعود رجوی میثاق بسته است که ادامه دهنده راه او باشد و اگر دست منافقین از دامان انقلاب کوتاه شد، وی به نیابت از آنان به چهره نظام چنگ بزند.

 

 

در پی خروج فرشید منافی گوینده رادیو و پیوستن وی به رادیو فردا، خبرنگار البرز کسب اطلاع کرد که علی منافی ، پدر فرشید منافی هم چند روز قبل از ایران رفت.


اگرچه هنوز مقصد نهایی این گوینده قدیمی و با سابقه رادیو مشخص نشده آما شنیده ها حاکی از این است که وی قصد همکاری با بخش فارسی رادیو آلمان را داشته و بدین منظور سفر کرده است.
لازم به ذکر است که بخش فارسی رادیو آلمان در اغتشاشات پس از انتخابات اخبار جهت دار و مغرضانه ایی از ایران تولید و پخش نموده است.
علی منافی متولد اردبیل بوده و چند سال قبل از معاونت صدای رسانه ملی خود را بازنشسته کرده بعد از مدتی مجددا دعوت به کار شده ودر بخش های مختلف رادیو برنامه اجرا می نموده است.

 وی مدتها در برنامه های رادیو ایران و رادیو پیام بصورت روزانه و بطور ثابت گوینده بوده است. حضور همزمان وی و فرزندش فرشید منافی در ویژه برنامه تابستانی نوبت همدلی که از سیمای جمهوری اسلامی ایران در سال 1385 پخش شد باعث شد تا گروهای مختلف دیگری نیز به فرشید منافی پیشنهادهای کاری  مهمتری بدهند.   

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 2:58 توسط بسیجی |

 فتنه 88 برای رهبری هم یک آزمون بود
کارآمدی نظام ولایی در گفت‌وگو با حجت‌الاسلام علی ذوعلم

رهبری ‌گفتند: لعنت بر کسانی که نمی‌خواهند دانشجوی ما سیاسی باشند. ‌در حالی که حتی برخی حکومت‌های دموکراتیک این مجال را نمی‌دهند که آزاداندیشی و مباحث جدی بین صاحب‌نظران بالا بگیرد، در کشور ما رهبری خودش پرچم آزاداندیشی را برافراشته نگه‌می‌دارد. حتی ایشان با زبان گلایه و اعتراض دست‌اندرکاران را خطاب قرار می‌دهند که چرا کرسی‌های آزاداندیشی را در دانشگاه‌ها تشکیل نمی‌دهید؟

به گزارش البرز سایت رهبر انقلاب -آیت الله خامنه ای -گفتگویی با عنوان کارآمدی نظام ولایی با حجت‌الاسلام علی ذوعلم انجام داده است که به شرح زیر است:
- کارآمدی ‌چیست و در چه سطحی قابل تحلیل و بررسی است‌؟ کارآمدی ‌را با چه معیارها و ابزارهایی می‌توان سنجید؟
کارآمدی مقوله‌ای است که هم برای یک مجموعه یا نهاد کوچک اجتماعی قابل ‌طرح است و هم برای ‌سطوح مدیریتی جامعه. کارآمدی را می‌توان هم در سطح مدیریت کلان جامعه بررسی کرد و هم می‌توان تأثیر و نقش هرکدام از ارکان جامعه را در زمینه‌ی این کارآمدی مورد تحلیل قرار داد. ما می‌توانیم تأثیر و نقش ولایت فقیه در جمهوری اسلامی ایران را بررسی و تبیین ‌کنیم و ‌نیز این‌ را که چنین ساختاری چه مقدار در کارآمدی نظام مؤثر بوده است. من فکر می‌کنم که دو نمونه از کارآمدی ولایت فقیه در سی‌ویک سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی عبارت است از ‌یکی «تعمیق و گسترش و دفاع از قانون‌مداری و مردم‌سالاری در جهت پیشرفت کشور» و دیگر‌ی «ارتقای جایگاه سیاسی و بین‌المللی کشور و تشکیل جبهه‌ی واحد ضد استکبار جهانی در برابر زیاده‌طلبی‌های استکباری».
این دو مسئله، بسیار اهمیت دارند. به هر حال مردم کشور ما صدها سال در نظام‌هایی زندگی می‌کردند که استبداد کامل بر آن حاکم بوده و مردم و حقوق آن‌ها در حاشیه قرار داشته است. بنابراین یکی از آسیب‌هایی که در آستانه‌ی انقلاب اسلامی مورد نگرانی بود، این بود که ممکن است انقلاب اسلامی ایران هم پس از مدتی به سوی استبداد چرخش داشته باشد، ولی مهم‌ترین و اساسی‌ترین عاملی که طول سه ‌دهه‌ی گذشته مانع از استبداد شد، عنصر ولایت فقیه بود.

مؤثرترین نهادی که همیشه مدافع قانون‌مداری بوده، نهاد ولایت فقیه است. هم‌چنین کارآمدترین عنصری که در نظام به تعمیق و گسترش مردم‌سالاری پرداخته‌، نهاد ولایت فقیه بوده است. شما مشاهده می‌کنید که از همان آغاز حضرت امام (ره) بیشترین تأکید را بر این داشتند که ما باید قانون اساسی داشته باشیم. در زمانی که حتی برخی روشنفکران و چپ‌گرایان تأکیدی بر تدوین قانون اساسی ند‌‌اشتند، حضرت امام بر این نکته پافشاری می‌کردند. بعد هم در فرایندی که برای تصویب قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران طی شد، از جمله انتخاب خبرگان قانون اساسی، رفراندوم آن و حتی اصلاح و بازنگری آن، مردم نقش اول را ایفا کردند. در چند مقطعی هم که جناح‌های زیاده‌طلب دنبال این بودند که قانون را به نفع خودشان متوقف یا تحریف کنند، ولی فقیه جلوی آنها را گرفت. در حقیقت ما می‌بینیم که گسترش مردم‌سالاری در کشور ما مرهون مجاهدت‌ها، تدابیر و تلاش‌های رهبری بوده و تعمیق این مردم‌سالاری و ذی‌حق دانستن مردم کاملاً اثر کارآمدی نهاد ولایت فقیه است.

- پس آیا می‌توانیم بگوییم که تجربه‌ی تاریخی ما کاملاً دلالت بر کارآمدی عنصر ولایت‌فقیه دارد؟
بله. می‌خواهم تصریح کنم که وقتی از کارآمدی بحث می‌کنیم، باید به سراغ عینیت برویم. عینیت جامعه‌ی ما در این سه دهه نشان می‌دهد که رهبری نقش اساسی و محوری در تعمیق و گسترش قانون‌مداری و دفاع از مردم‌سالاری داشته است. یعنی در زمان‌هایی که بعضی‌ها اساساً نمی‌خواستند که دانشجویان و دانشگاه‌های ما سیاسی باشند، رهبری ‌گفتند: لعنت بر کسانی که نمی‌خواهند دانشجوی ما سیاسی باشند. ‌در حالی که حتی برخی حکومت‌های دموکراتیک این مجال را نمی‌دهند که آزاداندیشی و مباحث جدی بین صاحب‌نظران بالا بگیرد، در کشور ما رهبری خودش پرچم آزاداندیشی را برافراشته نگه‌می‌دارد. حتی ایشان با زبان گلایه و اعتراض دست‌اندرکاران را خطاب قرار می‌دهند که چرا کرسی‌های آزاداندیشی را در دانشگاه‌ها تشکیل نمی‌دهید؟

معلوم است که رهبر معظم انقلاب مهم‌ترین وجه همتش را در گسترش مردم‌سالاری حقیقی همراه با بصیرت و حضور واقعی مردم قرار داده‌اند و از این پیشگیری می‌کنند ‌که جناح‌ها و احزاب بخواهند مانع حضور جدی مردم بشوند و به نمایندگی از مردم در سرنوشت‌شان مداخله کنند. امروزه در کشور ما این احساس می‌شود که تک‌تک مردم نسبت به رأی و نظر سیاسی خودشان حساس هستند و این هم در اثر یک تربیت سیاسی و رشد فرهنگی سیاسی است که پس از انقلاب ایجاد شده است.
ما اگر بخواهیم نقش رهبری را تحلیل بکنیم‌، نباید بین عواملی که موقعیت ایجاد کرده است و پارامترهایی که رهبری در آن تصمیم‌گیری کرده، خلط کنیم. درست است که رهبری به عنوان یکی از عوامل مؤثر در ایجاد موقعیت‌ها نقش ایفا می‌کند‌، ولی همه‌ی عواملی که در یک موقعیت اجتماعی ایجاد می‌شود و تأثیر می‌گذارد‌، فقط تصمیم‌گیری‌ها و اراده رهبری نیست.

- در مورد نکته‌ی دوم چطور؟ یعنی ارتقای جایگاه سیاسی و بین‌المللی کشور؟
باید مقایسه کنیم که کشور ما پیش از انقلاب چه جایگاهی داشت و امروز کشورهایی که با ما قابل مقایسه هستند، در نظام بین‌الملل چه جایگاهی دارند. کشور ما توانسته است یک جبهه‌ی فکری، سیاسی و اجتماعی در برابر زیاده‌طلبی‌های استکباری ایجاد کند. امروزه جمهوری اسلامی ایران پرچمدار یک مبارزه‌ی گفتمانی با غرب است. این نکته‌ بسیار مهمی است که عملکرد رهبری و ولایت فقیه توانسته است چنین جایگاهی را برای ما ایجاد کند. به هر حال دولت‌های ما در دوره‌های چهارساله‌ای که می‌گذرانند، آن‌قدر دچار مشغله‌های اجرایی و جاری جامعه می-شوند که اساساً نمی‌توانند به مقوله‌های کلان و درازمدت فکر کنند. این جایگاه رهبری بوده که توانسته برای کشور ما یک سیاست نهادینه شده‌ی مبتنی بر منطق و برخوردار از حمایت مردم را شکل بدهد که حتی مورد توجه نخبگان دیگر کشورهای جهان و تأثیرگذار در جهان اسلام و فراتر از جهان اسلام قرار گیرد.

بنابراین به نظر من امروز باید به‌طور جدی بر این نکته تأکید کنیم که خوشبختانه کارآمدی ولایت فقیه در کشور ما بسیار بالا است. اگر دیگر نهادها و ارگان‌های حکومتی هم می‌توانستند نقش خودشان را بهتر از این ایفا کنند، قطعاً این کارآمدی بسیار بیشتر خودش را نشان می‌داد.

- چه عوامل و فاکتورهای دیگری در سنجش این کارآمدی مؤثر است؟
برای سنجش کارآمدی به هر حال باید شاخص‌های کمّی را هم در نظر داشته باشیم، ولی در بسیاری مواقع این شاخص‌های کمی وجود ندارد و ما باید با‌ روش‌های تحلیلی و مشاهده‌ای به سنجش بپردازیم. مقایسه‌ی وضعیت کنونی جامعه‌ی ما با وضعیت پیش از انقلاب، یک ملاک سنجش است. ثانیاً سنجش و مقایسه با کشورهای مشابه، یک ملاک دیگر ارزش‌یابی است. به هر حال این نکته درست است که کشورهای مختلف در سال‌های گذشته در بعضی از زمینه‌ها رشد و پیشرفت داشته‌اند، اما کشور ما هم در برخی زمینه‌ها رشد و پیشرفت داشته. باید نسبت-سنجی کنیم و در مجموع ببینیم کشورهایی مثل ترکیه، مصر، مالزی، لبنان و... در چه وضعیتی بوده‌اند و هم‌اکنون چه وضعیتی دارند. جمهوری اسلامی ایران هم در سی سال گذشته چه وضعیتی داشته و الان در چه وضعیتی است. یعنی ما می‌توانیم به صورت ماتریسی و در یک مقایسه‌ی جغرافیایی و تاریخی این کارآمدی را بسنجیم.

به هر حال وقتی که در سطح جهانی حتی تحلیل‌گران جناح رقیب ما و دشمنان ما به برخی توانمندی‌های برجسته و کارآمدی‌های اساسی ما اعتراف می‌کنند، باید خیلی دیرباور و منکر واقعیات باشیم که این اعتراف‌ها را نبینیم و در تحلیل‌هامان لحاظ نکنیم.

- آیا سنجش با معیارهای کمی، همه جنبه‌های کارآمدی را پوشش می‌دهد؟.
برخی شاخص‌ها ممکن است کمّی هم باشند. بالاخره این‌که ضریب جینی کشور ما در مسئله‌ی توزیع درآمد چیست، به هر حال این یک شاخص کمی است ‌که نشان‌دهنده‌ی پیشرفت کشور است، ولی قطعاً در سنجش کارآمدی یک نظام نمی‌توان فقط به شاخص‌های کمی اکتفا کرد. شاخص‌های کمی را فقط در بحث‌های اقتصادی می-شود به کار گرفت، ولی در بحث‌های سیاسی و فرهنگی و تربیتی بیشتر باید سراغ تحلیل‌های کیفی رفت.

- سال گذشته ‌و پس از انتخابات دهم ریاست‌جمهوری شاهد فتنه‌ی عمیقی بودیم که چندین ماه کشور ما را تحت تأثیر قرار داد. بسیاری معتقدند ‌که اگر رهنمودها و رفتار رهبر معظم انقلاب نبود، شاید این جریان لطمه‌های بسیار ‌بزرگی می‌‌زد و زمان بیشتری کشور ‌را د‌ر‌گیر می‌‌کرد. ‌چگونه می‌توان این نقش و شأن ولی فقیه ‌را که ‌از کارآمدی‌های حکومت ولایی است، تبیین کرد‌‌؟
اساساً توانمندی هر مدیر‌ی در مواقع بحرانی خودش را نشان می‌دهد. این‌که ‌مدیران چگونه بحران‌ها را مدیریت می‌کنند و با کم‌ترین هزینه‌ها جامعه را از مشکلات بزرگ ‌‌می‌رها‌نند‌، مسئله‌ای بسیار مهم است. این اتفاقات هم محدود به کشور ما نیست‌، بلکه در هر کشوری ممکن است چنین اتفاقاتی رخ دهد‌. هم در کشورهای غربی، هم در کشورهای شرقی و هم کشورهایی که دموکراتیک ‌یا غیر دموکراتیک اداره می‌شود‌، کمابیش ‌چنین اتفاقات می‌افتد. اتفاقاً در کشورهایی که مردم‌سالاری بیشتری وجود دارد، زمینه‌ی چنین اتفاقاتی بیشتر خواهد بود. لذا چگونگی مدیریت این حوادث بسیار مهم است و خودش یک شاخص اساسی است.
این برداشت که ‌پس از انتخابات برخی کاندیداها بی‌انصافی کردند و گفتند که رهبری از قبل مشخص کرد‌ه بود که به چه کسی باید رأی د‌اد، برداشت مغرضانه‌ای بود‌، ‌چون تا قبل از انتخابات هیچ‌کس چنین حرفی را نمی‌زد. اتفاقاً بعضی روزنامه‌ها که طرفدار جناح‌های مختلف بودند‌، هرکدام آن شاخص‌های مد نظر رهبری را با کاندیدای خودشان تطبیق می‌دادند.


نکته‌ای که در این‌جا مهم جلوه می‌کند‌، این است که رهبری ولایی و ولی‌فقیه ‌برای حل یک مسئله یا چالش اجتماعی در موقعیت‌های مختلف می‌تواند طراحی‌های مختلفی را ا‌رائه دهد. ما اگر بخواهیم نقش رهبری را تحلیل بکنیم‌، نباید بین عواملی که موقعیت ایجاد کرده است و پارامترهایی که رهبری در آن تصمیم‌گیری کرده، خلط کنیم. درست است که رهبری به عنوان یکی از عوامل مؤثر در ایجاد موقعیت‌ها نقش ایفا می‌کند‌، ولی همه‌ی عواملی که در یک موقعیت اجتماعی ایجاد می‌شود و تأثیر می‌گذارد‌، فقط تصمیم‌گیری‌ها و اراده رهبری نیست. در یک جامعه گروه‌ها و افراد مختلف و نخبگان ذی‌نفوذ‌ی هستند که دیدگاه‌ها و جهت‌گیری‌هاشان نه‌تنها ممکن است با رهبری یکسان نباشد، بلکه ‌چه‌بسا متضاد هم ‌باشد. ‌هم‌چنین گروه‌های معاند و معارضی هستند که ممکن است ‌حتی خودشان را نشان ندهند و منتظر فرصت‌ها ‌بمانند تا به مقاصد خود دست یابند. در جهان و جامعه‌ای که ارتباطات اینترنتی کاملاً باز و آزاد است و اطلاع‌رسانی خیلی سریع انجام می‌شود‌، دست‌یابی به بسیاری از اهداف نیز چندان سخت نیست. ما باید بررسی کنیم و ببینیم که با توجه به برخی از موقعیت‌هایی که وجود داشته، مقام معظم رهبری قبل از انتخابات، در حین و بعد از انتخابات چه تد‌ابیری کرده‌اند و این تدابیر آیا می‌توانسته در وضعیت بهتری هم باشد یا نه؟

به نظر من رفتار رهبر انقلاب ‌در قبل، حین و بعد از انتخابات یک رفتار مدبرانه، اخلاقی، مبتنی بر قانون و در جهت مصالح و تعالی کشور بوده‌، به‌گونه‌ای که هر مقداری که بررسی می‌کنیم‌، ‌نمی‌توانیم بگو‌ییم در یک نقطه‌ای از این تصمیم‌گیری‌ها و تدابیر بهتر از آن می‌توانسته عمل بشود. البته این ‌هم امری خارج از انتظار نیست ‌که بعضی‌ها می‌خواهند نسبت به تدابیر رهبری تردید بکنند‌، چرا که در زمان پیغمبر اکرم (ص)، امام علی (ع) و ‌د‌یگر امامان معصوم نیز چنین وضعی وجود داشته است.

- اگر ممکن است، این بحث را بیشتر بشکافید؟
‌مثلاً قبل از انتخابات این امکان بود که رهبری چند نوع برخورد با انتخابات داشته باشند. یک برخورد ممکن ‌بود این باشد که خب قرار است انتخاباتی اتفاق بیفتد و دستگاه‌هایی هم در کشور اعم از مجریان و ناظران مسئول آن هستند. بنابراین ایشان هیچ‌گونه حساسیتی به انتخابات نشان ندهد.
حتی رهبری حرکت‌های خیابانی را که هواداران برخی کاندیدها انجام می‌دادند و بسیاری از متدینین ‌هم ممکن ‌بود از آن ناراحت باشند‌، آن‌ها را هم رد نکردند. به خاطر این‌که بتوانند این شور را کاملاً حفظ کنند. حتی رهبری فرمودند که من پیغام دادم به بعضی از کاندیداها که اسم نبرند از دیگران و این نشان می‌دهد که رهبری باز در پیشگیری از حوادثی اقدام کردند که احساس می‌کردند امکان دارد اتفاق بیفتد.

سناریوی دیگر این ‌بود که مثلاً رهبری اساساً باید روی یک شخص تأکید کند‌‌ تا مردم متوجه آن فرد بشوند؛ حالا یا به صراحت یا به کنایه. چنین اقدامی از طرف رهبری برخلاف قانون یا عرف ‌هم نیست. یعنی شما می‌بینید در یک کشوری مثل ‌آمریکا‌، هنگام انتخابات آن رئیس‌جمهوری که رهبری جامعه را هم به عهده دارد‌، صریحاً از کاندیدای حزب خودش حمایت می‌کند و جامعه هم می‌داند.

سناریویی سوم این بود که رهبری ضمن این‌که بنا به یک وظیفه‌ی الهی مردم را به شرکت حداکثری در این انتخابات تشویق کردند. تدابیری را هم انجام دادند که تمام جناح‌های سیاسی بتوانند در این انتخابات شرکت کنند تا میزان مشارکت افزایش پیدا کند و درواقع آن اقتدار سیاسی نظام بتواند خودش را نشان بدهد. در عین حال شاخص‌هایی را هم مشخص کردند که به شخص خاصی متوجه نبود‌، بلکه می‌شد در بین کاندیداها با نسبت‌های مختلف برای آن مصادیق پیدا کرد. این نشان می‌داد که شاخص‌هایی را که رهبری مشخص کردند‌، واقعاً به‌طور مشخص انگشت اشاره را به سمت هیچ‌کدام از کاندیداها نشانه نمی‌رفت.

این برداشت که ‌پس از انتخابات برخی کاندیداها بی‌انصافی کردند و گفتند که رهبری از قبل مشخص کرد‌ه بود که به چه کسی باید رأی د‌اد، برداشت مغرضانه‌ای بود‌، ‌چون تا قبل از انتخابات هیچ‌کس چنین حرفی را نمی‌زد. اتفاقاً بعضی روزنامه‌ها که طرفدار جناح‌های مختلف بودند‌، هرکدام آن شاخص‌های مد نظر رهبری را با کاندیدای خودشان تطبیق می‌دادند. حتی رهبری صریحاً مطرح کردند که حمایت من از دولت به معنی موضع انتخاباتی من نیست و این تعبیر صریح رهبری بسیار شفاف و روشن بود.

لذا می‌خواهم به این نکته برسم که قبل از انتخابات‌، رهبری تمام تلاش و تدبیر خودشان را به کار بردند که جامعه به-دور از تشنج و درگیری بتواند در یک رقابت پرشور ‌وارد انتخابات شود. حتی رهبری حرکت‌های خیابانی را که هواداران برخی کاندیدها انجام می‌دادند و بسیاری از متدینین ‌هم ممکن ‌بود از آن ناراحت باشند‌، آن‌ها را هم رد نکردند. به خاطر این‌که بتوانند این شور را کاملاً حفظ کنند. حتی رهبری فرمودند که من پیغام دادم به بعضی از کاندیداها که اسم نبرند از دیگران و این نشان می‌دهد که رهبری باز در پیشگیری از حوادثی اقدام کردند که احساس می‌کردند امکان دارد اتفاق بیفتد.

بنابراین در موقعیت‌های قبل از انتخابات‌، رهبری کاملاً بی‌طرفی و قانون‌مداری خودشان را به‌نحوی با ارائه‌ی نشانه‌هایی مطرح کردند که بتواند جناح‌های مختلف را البته با رعایت آن شاخص‌های اصولی انقلاب زیر چتر خودش قرار بدهد.

- در حین انتخابات چطور؟
در طول انتخابات هم رهبر انقلاب از هرگونه اظهار نظری که توازن انتخاباتی را به نفع یکی از کاندیداها تغییر بدهد خودداری کردند. بعد از انتخابات هم موقعیتی شکل گرفت که خارج از اداره‌ی نهادهای جمهوری اسلامی ‌بود. در آن موقعیت باز به نظر می‌رسد ‌که رهبری بهترین و اثرگذارترین تدابیر را به کار بردند‌. آن فتنه‌ای را که همه فکر می‌کردند که تا ماه‌ها ممکن است رشد ‌کند و جامعه را ‌به سوی مسائل غیر قابل پیش‌‌بینی ببرد‌، با تدابیر خودشان و البته با اتکاء به خداوند و آن روحیه‌ی ایمانی‌ و معنوی‌شان‌، توانستند با حداقل هزینه جامعه را از این چالش به سلامت عبور بدهند. درواقع بردباری مقتدرانه‌ی رهبری‌، آن اخلاق الهی و انصاف‌، قانون‌مداری و حق‌مداری واقع‌بینانه‌ی رهبری‌، اینها توانست کسانی را هم که دچار غفلت یا حتی تردید شدند‌، به‌تدریج هوشیار کند.

نکته‌ی مهم این است که شما ببینید بعضی از نخبگان جامعه دچار تردید ‌شدند و رهبری فقط با تبیین و ارائه‌ی تحلیل-، با گذر زمان و حوادثی که بعداً اتفاق ‌افتاد‌، زمینه را فراهم کردند تا آنها خودشان متوجه و متنبه شوند. با وجود این‌که در فضای منفی بعد از انتخابات‌، قدرت‌طلبی بعضی جناح‌ها، بی‌انصافی‌ها، تهمت‌ها، خودخواهی‌ها و کینه‌ورزی‌‌ها نسبت به رهبری و نظام و انقلاب موج می‌زد، ما می‌بینیم که خوشبختانه ایشان با مدیریت بسیار عالی و خویشتن-داری، بدون شتابزدگی و دستپاچگی‌، با آن اعتماد قلبی که نسبت به توان و همراهی مردم داشتند و با توکل به خداوند متعال توانستند بسیار مدبرانه جامعه را از این مسیر عبور بدهند.

به نظر می‌رسد خود این جریان‌های یک سال گذشته که به تعبیر مقام معظم رهبری امتحان بزرگ بود برای همه‌ی اقشار جامعه، برای شخص رهبری ‌هم یک امتحان الهی بزرگ‌تر بود که ‌ایشان بسیار سربلند و سرافراز از آن بیرون آمدند. امروز هیچ کس نمی‌تواند بگوید که رهبری به‌خاطر رفاقت یا نسبت‌های خاصی که با برخی اشخاص داشتند‌، از آنها حمایت‌های خاصی کردند. هیچ کس نمی‌تواند بگوید که رهبری در این جریان‌ها از یک جناح خاص جانب‌داری غیر قانونی کردند. هیچ کس نمی‌تواند بگوید که رهبری راه را برای تبیین و اعتراض منطقی معترضان بستند‌، چرا که در همان چند روز اول حاضر شدند ‌که بنشینند و با نمایندگان کاندیدا‌ها به‌طور صریح صحبت کنند و مسائل‌شان را مطرح کنند. رهبری از لحاظ قانونی شاید چنین وظیفه و تکلیفی نداشتند. اصلاً بعضی‌ها شاید انتقاد کردند که چرا رهبری که باید در ستاد باشند و به صف وارد شد‌ه‌اند‌، ولی رهبری برایش این حرف‌ها و جریان‌ها وارد نیست‌، چرا که برای ایشان انجام تکلیف الهی، حفظ کشور و نظام و انقلاب و پیشبرد جریان امور در جهت مصالح کشور اولویت دارد.
در حالی که حتی برخی حکومت‌های دموکراتیک این مجال را نمی‌دهند که آزاداندیشی و مباحث جدی بین صاحب‌نظران بالا بگیرد، در کشور ما رهبری خودش پرچم آزاداندیشی را برافراشته نگه‌می‌دارد.

اصلاً در قضایای یک سال اخیر رهبری نظام در مقام این نبود که اقتدار حکومتی خودش را به رخ معترضان بکشد، بلکه به‌عکس‌، دائماً معترضان را هم به عنوان بخشی از مردم و به عنوان کسانی تلقی می‌کردند که به هر حال اگر حرف قانونی دارند، باید شنیده شود. به نظر می‌رسد که خود همین برخورد‌، قضایا را برای خیلی از افراد روشن کرده است. به همین جهت موجب شد که آن پشتیبانی اجتماعی که بعضی‌ها توانسته بودند با یک نوع اغواگری و فریب برای خودشان به دست بیاورند‌، به‌شدت تضعیف شد و جریان فتنه دچار ریزش شدیدی شد. به‌گونه‌ای که امروز وقتی آنها حرفی می‌زنند و اقدامی انجام می‌دهند‌، اساساً در جامعه هیچ گوشی به سمت ‌آن برنمی‌گردد و هیچ چشمی به -آنان نگاه نمی‌کند.

بنابراین خودبه‌خود می‌شود گفت که آنها در حاشیه قرار گرفته‌اند. البته این به آن معنی نیست که ما آن لایه‌های عمیق این فتنه را نادیده بگیریم و از طراحی‌های دشمن غافل باشیم‌، ولی به نظر می‌رسد آن‌چه را که تا امروز پشت سر گذاشته‌ایم‌، بهترین وضعیتی بوده ‌و این خودش یکی از نمادهای توانمندی و کارآمدی رهبری ولایی است.


- ارتباط رهبر‌ی و مردم در انتخابات اخیر خیلی مشهود بود. ‌نهم دی و 22 بهمن درواقع برآیند این ارتباط و اعتماد دوطرفه بود. این علقه‌ و ارتباط دوطرفه چگونه حاصل می‌شود و ریشه‌اش چیست؟
اساساً تفاوت نظام الهی با نظام دموکراتیک همین است. در نظام دموکراتیک مردم و حاکمیت هر دو یک نوع مراقبت و رقابت با هم دارند. یعنی حاکمیت می‌خواهد حقوق مردم را تحدید کند و حقوق خودش را استیفا کند. مردم هم می-خواهند حقوق خودشان را استیفا کنند و درواقع حقوق حاکمیت را محدود کنند‌، چون در نظام دموکراسی غرب، درواقع نظام دورکنی است‌؛ یک رکن مردم و یک رکن حاکمیت. ‌حال آن‌که نظام الهی سه رکن دار‌د‌؛ نظام‌، امت و اسلام.

رهبری و امت در بطن کار هم‌دل و هم‌سو‌ هستند، یعنی مردم احساس می‌کنند رهبری همان را می‌خواهد که مردم می‌خواهند. رهبری احساس می‌کند باید همان‌طور که مردم از اجرای قوانین و ارزش‌های اسلام می‌طلبند‌، برای به سرانجام رسیدن امور در چارچوب قانون دین نظارت کند. ‌‌پس این علقه و رابطه‌ی بین امام و امت اصولاً از ویژگی‌های منحصر به فرد نظام الهی است.
هیچ کس نمی‌تواند بگوید که رهبری راه را برای تبیین و اعتراض منطقی معترضان بستند‌، چرا که در همان چند روز اول حاضر شدند ‌که بنشینند و با نمایندگان کاندیدا‌ها به‌طور صریح صحبت کنند و مسائل‌شان را مطرح کنند. رهبری از لحاظ قانونی شاید چنین وظیفه و تکلیفی نداشتند. اصلاً بعضی‌ها شاید انتقاد کردند که چرا رهبری که باید در ستاد باشند و به صف وارد شد‌ه‌اند‌.

صاحب‌نظران علوم سیاسی مدعی‌اند که ما دو نوع نظام سیاسی داریم‌؛ یکی نظام سیاسی دیکتاتوری و یکی نظام سیاسی دموکراتیک. بنده تصور می‌کنم که این تقسیم‌بندی درست نیست‌، بلکه ما باید بگوییم که سه نوع نظام سیاسی داریم‌؛ نظام سیاسی دیکتاتوری که تک‌محوری است، نظام سیاسی دموکراتیک که مردم در آن نقش محوری دارند و سوم ‌هم نظام سیاسی الهی. نظام سیاسی الهی درواقع یک نظام سیاسی حداکثری است و صرفاً یک دموکراسی حقوقی نیست‌، بلکه یک دموکراسی حقیقی است. نظام دموکراسی لیبرال یک دموکراسی حقوقی است. یعنی مردم از نظر حقوقی و قانونی هر چهار سال یک بار می‌آیند و به کسی رأی می‌دهند‌، ولی پشت سر این حق حقوقی مردم درواقع عاطفه‌ و هم‌سو‌یی فکری‌ای از این قبیل وجود ندارد. اگر بخواهیم تشبیه کنیم‌، مثلاً رئیس یک اداره را در نظر بگیرید که ‌کارمندانش بالاخره تابعش هستند‌، یکی ‌هم امام جماعت در یک مسجد که معمومین تابع او هستند. این دو نوع تبعیت تفاوت بسیاری دارد. وقتی شما پشت سر کسی نماز می‌خوانید‌، یعنی در تک تک حالات و اذکار هم‌سویی و تبعیت ‌از او دار‌ید‌، بدون این‌که تبعیت شما تبعیت از شخص امام جماعت باشد. تبعیت شما از خود امام جماعت و ‌از نماز امام جماعت‌، هر دو تبعیت از خداوند است. به همین جهت کاملاً هم‌سویی وجود دارد. در واقع امام و مأموم همه به یک جهت حرکت می‌کنند‌، ولی رابطه‌ی بین رئیس یک اداره و کارمند ‌او، فقط یک تبعیت حقوقی است. ممکن است بیرون از اداره‌، ‌کارمند و رئیس اداره هیچ ارتباطی با هم نداشته باشند و چه‌بسا از یکدیگر تنفر هم داشته باشند. اصلاً این پیوستگی عاطفی، معنوی، اخلاقی و اعتقادی بین امام و امت، تنها از ویژگی‌های منحصر به فرد نظام «امام و امت» است که در جمهوری اسلامی به‌وضوح مشهود است.

 

 

ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد تشکیل شد

در بیانیه اعلام موجودیت ‌ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد آمده است: بی همتی عده‌ای از وکلای ضعیف النفس مجلس شورای اسلامی در تصویب طرحی که عزت و استقلال خانه ملت ایران را زیر سوال برده است دانشجویان را بر آن داشت تا خود راسا وارد صحنه شوند و نسبت به احقاق حقوق مردم اقدام کنند.

این بیانیه می‌افزاید: به فرموده امام راحل، مجلس در راس امور است و اقدام دانشجویان در جهت حمایت از مجلس می باشد تا نمایندگان آن وکیل ملت باشند نه جیره خوار عده‌ای خاص! اما مجلس با تصویب این طرح نشان داد که در راس آن قدرت‌مندان رانت‌خوار و لابی‌گران قرار دارد.

ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد در ادامه این بیانیه تصریح کرده است: این ستاد در پی حمایت از قانونگرایی و رعایت تکالیف قوا و حمایت از شورای عالی انقلاب فرهنگی و اختیارات آن بر اساس اصل 110 قانون اساسی و تاکیدات مقام معظم رهبری است.

این بیانیه می افزاید: ستاد دانشجویی ملی کردن دانشگاه آزاد بدون هیچ رنگ و بوی سیاسی و دور از جدال‌های رایج میان احزاب و تشکل‌های سیاسی به دنبال حقوق ملت است تا هزاران میلیارد تومان از اموال مردم که تحت نظارت عده ای خاص قرار گرفته است را از زیر چنبره آنها درآورد.

این تشکل با تاکید بر اینکه این حرکت همانند جنبش حمایت از حقوق هسته‌ای ملت ایران جزو حرکت‌های اصیل دانشجویی است خاطرنشان کرده است: از عموم دانشجویان و تشکل‌های دانشجویی دعوت می‌شود تا به این ستاد بپیوندند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 2:58 توسط بسیجی |

جاسبی به نمایندگان بی دلیل مدرک نمی دهد

برخی نمایندگان دوست دارند مدرک تحصیلی بدون زحمت دریافت کنند، دوست دارند عضو هیئت علمی باشند به عنوان یک شخصیت علمی در جامعه شناخته شوند و پولهایی را به عنوان هیئت علمی تمام وقت از دانشگاه آزاد دریافت کنند و مزایای دیگری که در این مسیر آقای جاسبی برای وامدار کردن نمایندگان به آنها اعطا میکند، را بگیرند.

در پی تصویب وقف دانشگاه آزاد از سوی نمایندگان مجلس، پایگاه خبری 598 در مصاحبه ای با مهندس عباس سلیمی نمین به واکاوی علل رای نمایندگان مجلس اصولگرا به این طرح پرداخته است که در ادامه به آن می پردازیم:

چرا می خواهند روند قانونی شدن دانشگاه آزاد را متوقف کنند؟

روند قانونی شدن دانشگاه آزاد قطعا منافع نامشروع برخی را به خطر خواهند انداخت و بر سر راه  آن مجموعه ای که از دانشگاه آزاد سوء استفاده های فراوانی در جهت مطامع شخصی خود میکردند یک وقفه ای ایجاد خواهد کرد بنا براین طبیعی است که مقاومتهایی را شاهد باشیم .کسانی که نزدیک به سه دهه تلاش کردند تلریاردها تومان از پول ملت را از نظارت ملت  خارج کنند و به حیات خلوت ها منتقل کنند،  تصور اینکه  اینها به سهولت در برابر قانون گرایی تسلیم خواهند شد تصوری ساده اندیشانه است که متاسفانه بسیار از نیرو های انقلاب و نیرو های مردمی یک برداشت سطحی داشتند حتی در دولت هم متاسفانه در مورد این قضیه یک برداشت سطحی وجود داشت. خوب الان عمق فاجعه باید برای همه روشن شده باشد و عمق فاجعه دلالت بر این دارد که چسبندگی به اموال عمومی چقدر زیاد است و حاضر نیستند به هیچ وجه در این چسبندگی به اموال عمومی خللی وارد بشود و فاجعه بارتر اینکه،  ملت امروز در خواهد یافت که در این سوءاستفاده از اموال عمومی چه جاهایی دخیل شده اند و یا چه جاهایی شریک این سوء استفاده گری ها شده اند.

بنده معتقدم که همه اینها لطف الهی است و اگر ما بر ظابطه مند شدن دانشگاه آزاد پای بفشاریم قطعا این باند، نیرو های وامدار شده خود را در همه جا فعال خواهد کرد و هر چه این قضیه به نقطه حساس خودش برسد در واقع تلاشهای مذبوحانه تشدید خواهد شد، در قالب تشدید این تلاشهای مذبوحانه بسیاری از کسانی که شخصیت کاذب پیدا کرده اند یعنی هویت اجتماعی آنها، یک هویت کاذب است. برخی از این گونه افراد حتی دیپلم هم نداشتند الان به عنوان دکتر شناخته میشوند و متاسفانه در مجلس هم امروز هستند و یا کسانی که پشتیبانی اقتصادیشان به تخلفات و مناسبات پر مساله دانشگاه آزاد ارتباط دارد اینها هرچه مساله جدی تر میشود بیشتر فعال خواهند شد چون آنجاهایی که آنها را وامدار کرده وادرشان خواهد کرد که نسبت به پولها و مدارک جعلی کرفته اند ادای دین کنند.

بنابراین مسائلی از این قبیل اگر چه جای تاسف دارد که در مجلس شوری اسلامی با وجود اینکه یک نماینده مجلس اعلام میکند که این مغایر قانون اساسی است و ریاست مجلس هم می پذیرد و اعلام میکند که این تذکر به جا است و آن چه را نمایندگان وامدار اعلام میکنند خلاف قانون اساسی است، ولی با این وجود عده ای از نمایندگان مجلس مجبورند به دلیل آلودگی هایی که پیدا کرده اند با وجود مغایرت اقدامشان با قانون اساسی،  اقدام خود را پی بگیرند و حتی ریاست مجلس هم اعلام میکند که این مساله مغایر قانون اساسی است ولی آقایان رای بر ادامه این بحث میدهند.

البته گفتم این مساله جای تاسف دارد که هر چه ما بر قانونمندی دانشگاه آزاد تاکید داشته باشیم پالایش در درون نظام جدی تر دنبال خواهد شد و این را باید در واقع یک موهبت الهی بدانیم چون همانگونه که رهبری معظم اشاره فرمودند بعضی داشتند نظام را از درون می پوساندند، برخی فقط ظاهر نظام را می آراستند و تلاش میکردند از درون، نظام را بی محتوا کنند. اینکه مشخص بشود و دامن نظام از این پلشتی ها پاک بشود،  یعنی افرادی که در مجلس حضور دارند، اما نه برای دفاع از مصالح ملی بلکه برای دفاع از منافع شخصی خودشان اینها برای مردم شناخته بشوند. مردم اینها را بشناسند و به اینها رای ندهند، این یک توفقیق بسیار بالایی است برای نظام ما که در آینده بر شناخت ملت خواهد افزود و انتخاب انها سنجیده تر خواهد شد.

چه مقدار از مدارک نمایندگان پی گیر مساله دانشگاه آزاد از خود دانشگاه آزاد بوده و یا عضو هیئت علمی دانشگاه ازاد هستند و اصلا آیا این رای یک رای سیاسی است و یا بر اساس مصالح ملت؟

من سال گذشته قبل از انتخابات ملاقاتی با آقای لاریجانی داشتم و نسبت به مفسده های مدیریتی آقای جاسبی در کل نظام یک گفتگویی با ایشان داشتیم ایشان نه تنها نگرانی های مرا تایید کرد بلکه به صراحت تاکید کرد که من در مجلس شاهد هستم که ایشان راست و چپ را آلوده به دنیا گرایی نموده،  یعنی هم جریان چپ را و هم جریان راست را. امروز باید بگویم که هم جریان موتلفه متاسفانه در این قضیه وامدار شده  و هم جریان مشارکت که اینها گر چه به حسب ظاهر دو قطب و دو نقطه مخالف هم هستند ولی در دنیا گرایی متاسفانه وجوه مشترک در بینشان زیاد است. از لحاظ سیاسی وابسته به دو گروه مختلفند اما هر دو دوست دارند مدرک تحصیلی بدون زحمت تحصیل دریافت کنند. همه دوست دارند عضو هیئت علمی باشند به عنوان یک شخصیت علمی در جامعه شناخته بشوند و هر دو دوست دارند پولهایی را به عنوان هیئت علمی تمام وقت از دانشگاه آزاد دریافت کنند و مزایای دیگری که در این مسیر آقای جاسبی برای وامدار کردن نمایندگان به آنها اعطا میکند بگیرند.

این در گذشته برای مردم پنهان بوده اما بسیار از اهل فکر و اطلاع این را به عنوان نگرانی مطرح میکردند و میگفتند فکر نکنید آقای جاسبی بی دلیل به نمایندگان مجلس این مزایا را می دهد، این نوعی داد و ستد است و این مفسده مدیریت است.

اولین باری که من مفسده مدیریتی را مطرح کردم برای خیلی ها اصلا قابل هضم نبود یعنی چه، اصلا مفسده مدیریتی یعنی چه ؟ ما فساد اقتصادی را می فهمیم، فساد سیاسی را میفهمیم، اما اصلا مفسده مدیریتی را نمی فهمیدند. بسیاری از دلسوزان نظام امروز میفهمند ،مفسده مدیریتی یعنی چه،  یعنی اخلال ایجاد کردن در نظام مدیریتی کشور و امروز اخلال آقای جاسبی به طور مشخص دارد خودش را نشان میدهد. نماینده مجلسی که باید بر اساس قانون اساسی حافظ منافع ملت باشد، مجبور میشود در خدمت یک فردی باشد که سر تا پای کارش تخلف است سابقه مدیریتش از ابتدا تخلف دارد،  و الان یک انسان متخلف که رئیس مجلس هم اذعان دارد که ایشان با تخلفش دارد دنیاگرایی را بین تمام جریانات سیاسی ترویج میدهد،  نماینده ی مجلسی را ناگزیر می کند که از او تبعیت کند نه از قانون اساسی، از مصالح و منافع او تبعیت کند نه از مصالح ملت. اینها امروز برای جامعه دارد مشخص میشود که مفسده مدیریتی یعنی چه و به نظر من در طول سه دهه گذشته آگاهانه این مفسده مدیریتی را در کشور دنبال کردند چرا که اگر میخواهید یک نظام را فلج کنید باید شاخص هایش را و گلو گاه هایش را دچار آلودگی دنیا گرایی کنید و این کار متاسفانه صورت گرفته و امروز من به شخصه این را یک موهبت میدانم که دارد آشکار میشود.

برخی نمایندگان به ملت جوابگو نیستند،  اینها به جا های دیگر جوابگو هستند که از آن مدرک تحصیلی بدون تحصیل گرفته اند، امکانات ویژه گرفته اند، ملت باید بفهمد و با قاطعیت در مقابل این جریان بایستد تا تک تک کسانی که در موقعیت های حساس سیاسی بوده اند وزیر بوده اند، نماینده مجلس بوده اند، مقام عالی رتبه قضایی بوده اند اینها را شناسایی کند و همه پولهایی که اینها به عنوان عضو هیئت علمی گرفته اند باید به بیت المال برگردد ، من کسی را میشناسم که الان نماینده مجلس است ایشان دیپلم نداشتند بعد لیسانس و بعد فوق لیسانس و بعد دکترا به او دادند الان در مجلس به عنوان نماینده مردم تهران حضور دارد،  یک بازاری بوده اشکالی هم ندارد یک بازاری مؤمن داشته باشیم در کار بازار خیلی هم خوب است، اما چه دلیلی دارد یک بازاری محترم را آلوده کنیم و به عنوان هیئت علمی وارد دانشگاه کنیم، او کار آیی برای دانشگاه ندارد، اینها بگذارید برای ملت مشخص شود و ملت میتواند و قطعا در انتخابات دور آینده مجلس بسیاری از کسانی که تحت عنوان اصول گرا میباشند که به نظر بنده باید وصول گرا نام بگیرند، ملت باید مجلس را از وجود اینها پاک کند.

در ارتباط با بحث دانشگاه آزاد و آقای جاسبی باید کاری کرد که نمایندگانی که وامدارند شناخته شوند ما باید تک تک نمایندگان را به نوعی شناسایی کنیم و مردم بفهمند که آنها چه رابطه ای با جاسبی دارند به طور مثال نماینده لار استان فارس، تمام هزینه ی نمایندگی او را آقای جاسبی داده بود و این وامدار شدن را باید برای مردم روشن کرد و کسی که وامدار جاسبی شد مجبور می شود تا انتهای راه با او برود . کسانی که دارند ماهیانه 2 میلیون تومان به عنوان تدریس از دانشگاه آزاد می گیرند دیگر نمی توان آن 2 میلیون تومان را از زندگی خود حذف کنند و مجبور می شوند تلاش کنند در جهت منافع خود، و لذا این می شود که جلوی دستور رهبری هم می ایستند . همان گونه که می دانید اصلاح اساس نامه دانشگاه آزاد دستور رهبر معظم انقلاب به شورای عالی انقلاب فرهنگی است، اینان با علم به این مسئله، فرمان رهبری را نادیده گرفته و بر اساس مصالح شخصی خود اقدام کردند.

چگونه است که با حکم یک قاضی، مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که رئیس قوه قضائیه هم جزء آن است و به آن رای داده است، متوقف می شود، این نشان دهنده چه می باشد؟

این هم از پدیده های جالبی است که از این توبره مار گیری جاسبی خیلی چیز ها در می آید و من معتقدم که مردم به صورت جدی تری تلاش کنند برای حاکمیت قانون در دانشگاه آزاد، از این توبره مارگیری چیزهای دیگری هم در خواهد آمد.

 

 

مصوبه مجلس یعنی پایمال کردن 250 هزار میلیارد تومانی بیت‌المال

مدیرمسئول روزنامه کیهان نسبت به مصوبه دیروز مجلس شورای اسلامی مبنی بر موافقت با وقف غیرقانونی اموال دانشگاه آزاد واکنش نشان داد.

حسین شریعتمداری در یادداشت امروز این روزنامه، با اشاره به این طرح، آن را "طرح پایمال 250 هزار میلیارد تومانی بیت‌المال" نامیده و نوشته است: این طرح اگرچه نام فریبنده و عنوان غلط انداز «طرح حمایت از تأسیس و تقویت مؤسسات و مراکز آموزش عالی غیر دولتی» را با خود دارد ولی نگاهی- هر چند گذرا- به متن و حواشی آن نشان می دهد که با محوریت خروج دانشگاه آزاد اسلامی از نظارت قانونی نظام و بازگذاشتن دست گردانندگان - چند نفره و تاکنون ثابت- آن برای ادامه دخل و تصرف های بعضاً بی حساب و کتاب در مدیریت و سرمایه نجومی این دانشگاه تهیه و به مجلس شورای اسلامی ارائه شده است.

این طرح برای مجمع تشخیص تهیه شده، نه شورای نگهبان

شریعتمداری ضمن بیان این مطلب که به دلیل غیرقانونی و شرعی بودن این طرح، یقینا با مخالفت شورای نگهبان روبرو خواهد شد، اظهار داشته است: شواهد و قرائنی در دست است که نشان می دهد طراحان اصلی این طرح- بخوانید پروژه پایمال250 هزار میلیارد تومانی بیت المال- این پروژه را به صورت پلکانی و با پیش بینی رد آن از سوی شورای نگهبان طراحی کرده و در پی آن بوده و هستند که بعد از ارجاع طرح از شورای نگهبان و اصرار دوباره نمایندگان بر مصوبه یاد شده، تصمیم نهایی درباره آن به مجمع تشخیص مصلحت نظام واگذار شود.

مدیرمسئول کیهان علت این کار را اینچنین ارزیابی کرده است: جناب آقای هاشمی رفسنجانی علاوه بر ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، رئیس هیئت موسس و رئیس هیئت امناء دانشگاه آزاد نیز هست و طی چند ماه اخیر، بارها بر ضرورت عملیاتی شدن آنچه در مصوبه دیروز مجلس آمده است، تأکید ورزیده اند. با توجه به این دیدگاه و نگاه بارها اعلام شده آقای هاشمی رفسنجانی، بسیار بدیهی است که طراحان پروژه یاد شده به ایستگاه آخر و پله پایانی پروژه پلکانی خود امید بسته و پیشاپیش از داوری نهایی مجمع تشخیص مصلحت نظام به نفع مصوبه غیرقانونی و غیراسلامی دیروز مجلس شورای اسلامی باخبر بوده و اطمینان کامل داشته باشند!

چرا مجمع تشخیص نمی‌تواند عادلانه قضاوت کند؟

نماینده ولی‌فقیه در موسسه کیهان، در بخش دیگری از این یادداشت با بیان اینکه احتمال خروج نتیجه داوری مجمع تشخیص مصلحت نظام از انصاف و عدالت دور از انتظار نیست، نوشته است: اولا؛ جناب رفسنجانی به عنوان رئیس هیئت موسس و هیئت امنای دانشگاه آزاد، علی رغم مصوبه قانونی شورای عالی انقلاب فرهنگی و لازم الاجرا بودن آن، از اجرای مصوبه نه فقط خودداری ورزیده اند، بلکه تلاش گسترده و همه جانبه ای نیز برای مقابله با این مصوبه داشته و دارند. و ثانیا؛ گزارش های موثق و مستند که به بخش هایی از آن بدون ذکر نام و جزئیات اشاره خواهیم کرد حاکی از آن است که دنبال کنندگان پروژه یاد شده، به منافع شخصی و حزبی خود بیشتر از مصالح نظام می اندیشند و این دو عامل در کنار هم اجازه خوشبینی نسبت به فرجام عادلانه طرح مورد اشاره و رعایت مصالح نظام در قضاوت نهایی را سلب می کند.

اعلام اسامی 134 نماینده موافق طرح وقف اموال دانشگاه آزاد

شریعتمداری همچنین خواستار اعلام 134 نماینده‌ای که به این طرح رای مثبت داده‌اند، شد.

وی در این زمینه تاکید کرده است: این پیشنهاد کمترین دلیل موجهی برای مخالفت ندارد، زیرا انتظار آن است و از نمایندگان محترم مجلس انتظاری جز این نمی رود که هر یک از آنها توضیح قانع کننده ای برای رأی مثبت خویش داشته باشند. مثلاً توضیح بدهند که در خروج مدیریت دانشگاه آزاد اسلامی از حلقه مدیریتی ثابت کنونی چه خسارت و زیان غیرقابل جبرانی برای مصالح نظام دیده اند که با گردش قانونی این مدیریت مخالفت ورزیده اند؟ به یقین، نمایندگان موافق مصوبه برای رأی مثبت خود و پرسش هایی که به برخی از آنها اشاره شد، توضیح و پاسخ قانع کننده ای دارند. بنابراین نباید از اعلام اسامی خود نگران باشند؛ بلکه اعلام نام نمایندگان موافق و توضیحات آنها می تواند شبهات پدید آمده پیرامون انگیزه های شخصی آنان در موافقت با مصوبه یاد شده را برطرف کند.

گلایه از لاریجانی به خاطر اقدام خلاف نظر امام و رهبری

مدیرمسئول کیهان در پایان این یادداشت، ضمن انتقاد از عملکرد رئیس مجلس در بررسی و رسیدگی به این طرح، نوشته است: درباره مفاد و محتوای مصوبه دیروز- که به یقین غیرقانونی بوده و قابل اجرا نیست- اگرچه گفتنی هایی هست ولی می گذاریم و می گذریم، و از آن میان تنها به نکته ای همراه با گلایه از ریاست محترم مجلس بسنده می کنیم و آن، این که براساس یک رویه تاکید شده از جانب حضرت امام(ره) و تایید شده از سوی رهبر معظم انقلاب، چنانچه موضوعی در شورای عالی انقلاب فرهنگی به تصویب برسد، مجلس شورای اسلامی حق ورود به آن را ندارد. به یقین برادر عزیزمان جناب آقای دکتر علی لاریجانی از این رویه غافل نبوده اند، مخصوصا آن که جناب آقای دهقان عضو محترم هیئت رئیسه طی یک اخطار قانونی به آن اشاره داشتند. بنابراین باید پرسید، چرا جناب لاریجانی اجازه ورود به موضوعی را دادند که با مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی مغایرت آشکار داشت و تأسف آورتر این که بعد از اخطار قانونی جناب آقای دهقان، عضو محترم هیئت رئیسه مجلس، ریاست محترم این اخطار را به رأی گذاشتند؟

 

 

اسامی نمایندگان امضاء کننده طرح وقف دانشگاه آزاد
 
طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به عنوان «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» با قید دوفویت در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت که 23 تن از نمایندگان آن را امضاء کرده بودند اما . . .

"صراط" - به گفته برخی نمایندگان، این طرح ناظر بر مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی نبوده و بخش اعظم این پیشنهاد ناظر بر گردش کار دانشگاه است که در سال های اخیر محل مناقشه بسیاری قرار گرفته است.

به گزارش صراط طرح وقف اموال دانشگاه آزاد به عنوان «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» با قید دوفویت در دستور کار مجلس شورای اسلامی قرار گرفت که 23 تن از نمایندگان آن را امضاء کرده بودند اما پس از تذکرات تعدادی از وکلای ملت مبنی بر غیرقانونی بودن این طرح، 9 تن از امضاءکنندگان طرح مذکور امضای خود را پس گرفتند و از آنجایی که تعداد نمایندگان امضاءکننده طرح به 14 نفر رسید، به علت مغایرت با آیین‌نامه داخلی مجلس این طرح از دستورکار پارلمان خارج شد.

در این زمینه لازم به یادآوری است که طبق آیین‌نامه داخلی مجلس اگر نمایندگان بخواهند طرحی را ارائه دهند باید حداقل 15 امضاء داشته باشد.

بر این اساس، «طرح وقف اموال دانشگاه آزاد» که طراحان این طرح آن را «طرح اجازه وقف اموال در اختیار مؤسسات غیردولتی غیرانتفاعی» می‌نامند، دیروز نیز پس امضای 62 تن از نمایندگان با قید دوفوریت در دستورکار صحن علنی قرار گرفت و پس از صحبت‌های مخالفان و موافقان، دوفوریت آن به رأی نمایندگان گذاشته شد که رأی نیاورد از این رو یک فوریت طرح مذکور با 129 رأی موافق، 69 رأی مخالف و 2 رأی ممتنع از مجموع 207 نماینده حاضر در صحن علنی مجلس به تصویب نمایندگان رسید.

اسامی نمایندگان امضاء کننده طرح مذکور بدین شرح است:

1- علی عباسپورتهرانی نماینده تهران
2- مجید نصیرپور نماینده سراب
3- کاظم دلخوش نماینده صومعه سرا
4- مهرداد لاهوتی نماینده لنگرود
5- سید مهدی صادق نماینده آستانه اشرفیه
6- ابوالقاسم رحمانی نماینده اقلید
7- علی‌اصغر یوسف‌نژاد نماینده ساری
8- محمدمهدی شهریاری نماینده بجنورد
9- حسینعلی شهریاری نماینده زاهدان
10- محمدحسن دوگانی‌آغچغلو نماینده فسا
11- حمید سعادت نماینده نجف‌آباد
12- علی ادیانی‌راد نماینده قائم‌شهر
13- اقبال محمدی نماینده مریوان و سرو آباد
14- احمد ناطق‌نوری نماینده نور و محمود آباد
15- عباسعلی نورا نماینده زابل و زهک
16- محمدقسیم عثمانی نماینده بوکان
17- علیرضا منادی‌سفیدان نماینده تبریز
18- حسن ونایی نماینده ملایر
19- محسن نریمان نماینده بابل
20- جمشید انصاری نماینده زنجان و طارم
21- حسین گروسی نماینده شهریار
22- احمدعلی کیخا نماینده زابل و زهک
23- هادی قوامی نماینده اسفراین
24- سید رمضان شجاعی‌کیاسری نماینده ساری
25- بهمن محمدی نماینده فریدن، فریدون شهر و چادگان
26- داود محمدجانی نماینده آباده، بوانات و خرم‌بید
27- سید عماد حسینی نماینده قروه
28- عبدالله رستگار نماینده گنبد کاووس
29- محمدرضا سجادیان نماینده خواف و رشتخوار
30- محمدحسین‌ نژادفلاح نماینده ساوجبلاغ، طالقان و نظر آباد
31- بهمن مراد‌نیا نماینده بیجار
32- امین شعبانی نماینده سنندج، دیوان دره و کامیاران
33- فخرالدین حیدری نماینده سقز و بانه
34- کاظم فرهمند نماینده مهریز، بافق، ابرکوه و خاتم
35- سید حسین هاشمی نماینده میانه
36- مصطفی رضا‌حسینی نماینده شهر بابک
37- نصرالله کمالیان نماینده قوچان و فاروج
38- سید یونس موسوی‌سرچشمه نماینده فیروز آباد، کارزین و فراشبند
39- شهریار طاهر‌پور نماینده تویسرکان
40- محمد‌علی حیاتی نماینده لامرد و مهر
41- نصر‌الله ترابی‌قهفرخی نماینده شهرکرد
42- عبد‌الرضا ترابی نماینده گرمسار
43- مهدی مهدی‌زاده نماینده گناباد
44- حشمت‌الله فلاحت‌پیشه نماینده اسلام آباد‌غرب
45- یونس اسدی نماینده مشکین شهر
46- سید ‌جلال یحیی‌زاده نماینده تفت و میبد
47- عزت‌الله اکبری‌تالارپشتی نماینده قائم‌شهر و سواد کوه و جویبار
48- غلامحسین مسعودی‌ریحان نماینده اهر و هریس
49- قدرت‌الله علیخانی نماینده قزوین
50- محمد‌رضا خباز نماینده کاشمر
51- بهمن اخوان نماینده تفرش
52- عبدالله کعبی نماینده آبادان
53- امیر طاهر‌خانی نماینده تاکستان
54- سیروس سازدار نماینده مرند و جلفا
55- سید ‌مصطفی طباطبایی نژاد نماینده اردستان
56- مصطفی کواکبیان نماینده سمنان
57- حسین امیری‌خامکانی نماینده زرند و کوهبنان
58- حسین هاشمیان نماینده رفسنجان
59- علی اسلامی‌پناه نماینده جیرفت و عنبر آباد
60- علی‌اکبر اولیاء نماینده یزد و صدوق
61- انوشیروان محسنی‌بند‌پی نماینده نوشهر و چالوس
62- محمد ضابطی‌طرقی نماینده نطنز و قمصر

 

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی: توقف اجرای اساسنامه جدید دانشگاه آزاد مدت زیادی طول نمی‌کشد

منصور کبگانیان عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی در گفت‌وگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاری فارس با انتقاد از اقدامات مسئولان دانشگاه آزاد برای فرار از اجرای اساسنامه اصلاح شده این دانشگاه اظهار داشت: مسئولان دانشگاه آزاد برای اجرا نکردن مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی به دادگاهی مراجعه کرده‌اند تا با نظر آن اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی را متوقف کنند، اما رئیس قوه قضائیه به تمامی دادگاه‌ها اشراف دارد و امیدواریم که از این اختیار خود به درستی استفاده کند.

وی با بیان اینکه البته دادگاه‌ها دارای استقلال نسبی هستند، اظهار داشت: در مقابل این استقلال، رئیس قوه قضائیه هم دارای اختیارات کاملی است که می‌تواند بر اساس آن اجرای احکام دادگاه‌ها را متوقف کند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با اشاره به عضویت رئیس قوه قضائیه در شورای عالی انقلاب فرهنگی تصریح کرد: رئیس قوه قضائیه در جریان مباحث مطرح شده در خصوص دانشگاه آزاد و اصلاح اساسنامه آن قرار دارد و بر همین مبنا انتظار می‌رود که هرچه سریع‌تر با استفاده از اختیارات کامل خود، نظرش در خصوص رای دادگاه را اعلام کند.

کبگانیان در ادامه با یادآوری فرصت چندین ‌ساله دانشگاه آزاد برای اصلاح اساسنامه، افزود: سال‌ها از تصویب اساسنامه این دانشگاه گذشته بود و به همین دلیل شورای عالی انقلاب فرهنگی مدتی به هیئت موسس دانشگاه آزاد فرصت داد تا پیشنهادات خود را در خصوص اصلاح اساسنامه به شورا ارائه دهد، اما در نهایت به دلیل تأخیر غیرمنطقی هیئت موسس، شورا خودش این کار را آغاز و اساسنامه را اصلاح کرد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تاکید بر اینکه با نظر دادگاه و یا مصوبات مجلس، اساسنامه اصلاح شده دانشگاه آزاد در شورای عالی انقلاب فرهنگی ملغی نخواهد شد، گفت: بر اساس فرمایشات حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبری، مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی لازم‌الاجرا است، بنابراین فکر نمی‌کنم توقف اجرای مصوبه شورا در خصوص اساسنامه دانشگاه آزاد مدت زیادی طول بکشد.

کبگانیان همچنین به تشریح روند تعامل مجلس و شورای عالی انقلاب فرهنگی پرداخت و خاطرنشان کرد: رویه معمول این است که مجلس در مواردی که شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود می‌کند دخالتی نداشته باشد، به خصوص این موضوع که به اساسنامه دانشگاه‌ها بر می‌گردد که از ابتدای انقلاب، انتخاب روسای دانشگاه‌ها و تصویب اساسنامه آنها به‌عهده شورای عالی انقلاب فرهنگی بوده است.

وی با بیان اینکه امیدوارم این تعامل مثبت همچون گذشته ادامه یابد، اضافه کرد: با وجود تمام این موارد باید اذعان کرد که هنوز اتفاق جدیدی رخ نداده و نمی‌دانیم که چرا برخی در مقابل اجرای مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی ایستادگی ‌می‌کنند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی همچنین با اشاره به ابلاغ اساسنامه اصلاح شده به مسئولان دانشگاه آزاد تصریح کرد: هیئت موسس دانشگاه آزاد باید 4 عضو پیشنهادی خود را برای هیئت امنای این دانشگاه معرفی کند و اگر این کار را نکند، اعضای مشخص شده این هیئت باید کار خود را آغاز کنند.

کبگانیان با تاکید بر اینکه مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی در زمان لازم اجرایی خواهد شد، گفت: بنده به عنوان یک عضو شورا اعلام می‌کنم که اتفاقات اخیر، وجهه خوبی ندارد که مجلس بخواهد در مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی وارد شود و یا اینکه آن را تغییر دهد، چون این کار نوعی تداخل وظایف است که به اصطکاک هم می‌انجامد.

وی در پایان با بیان اینکه شورای نگهبان هم باید نظر خود را در خصوص مصوبات مجلس اعلام کند، یادآور شد: اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی منصوب مقام معظم رهبری هستند، بنابراین انتظار این است که شورای نگهبان هم نظر خود را در خصوص اعلام نظر مجلس در مورد مصوبات شورای عالی انقلاب فرهنگی اعلام کند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 2:57 توسط بسیجی |

ای کاش لاریجانی از کروبی درس می گرفت

باشگاه جوانی برنا:
در مجلس ششم که تمام اصلاح طلب بودند و در تقابلشان با جمهوریت و اسلامیت هیچ شکی نیست، طرح اصلاحیه قانون مطبوعات از سوی رییس وقت مجلس شورای اسلامی، مهدی کروبی، با توجه به اینکه نظر رهبری در این مورد مساعد نبود، طرح را از دستور کار خارج کرد. او یک تنه ایستاد و به گفته بعضیها فحش هم خورد، ولی بررسی این اصلاحیه را لغو کرد.

جریان اصلی در روز گذشته در صحن علنی مجلس شورای اسلامی، بحث قانونی کردن وقف نامشروع دانشگاه آزاد بود، طرحی که نظر رهبری (و نظر رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (ره)) هم راجع به آن به گونه ای است که مجلس نباید طرحی بر علیه شورای عالی انقلاب فرهنگی وضع کند و تقابل شورای عالی فرهنگی و مجلس را صلاح نمی دانند.

شاهد بودیم در حالی که دهقان، اخطار قانون اساسی می دهد، ریس مجلس شورای اسلامی در اقدامی تأمل برانگیز آن را به رأی می گذارد، در حالی که جزو اختیارات رییس مجلس است که می تواند، طرح را از صحن علنی مجلس شورای اسلامی خارج کند.

دیروز در مجلس هشتم؛ لحظه ای آرزوی اقتدار رییس وقت مجلس ششم در اذهان مردم و دانشجویان عدالت طلب، بیدار شد. ای کاش لاریجانی برای حفظ ظاهر هم که شده در مقابل خواست قانون شکنانه برخی نمایندگان مجلس که با این اقدامشان شایعات مبنی بر لابی های گسترده رئیس دانشگاه آزاد در مجلس و بهره گیری وی از هر شیوه ممکن برای تعامل! با نمایندگان مردم را اثبات نمودند،کرنش نمی کرد و ای کاش لاریجانی از کروبی درس می گرفت.

ای کاش لاریجانی و رفقا می گذاشتند کمی، تنها کمی از دیدارشان با رهبر انقلاب و سخنان تاریخی و معنادار ایشان و انتقادات معنادارتر ایشان بگذرد،

ای کاش هایی که در سینه ماند...

 

 

جنگ قدرت برای رهبری فتنه

گویا قضیه رقابت دو نفر ازسران فتنه جهت رهبری فتنه به جاهای باریکی رسیده است!

بیانیه جدید رقیب آرای باطله در انتخابات 88 که مجددا توسط برخی ازنزدیکانش نوشته شده است مورد انتقاد برخی از عقلای جریان اصلاحات قرار گرفته است.

به گزارش جوان آنلاین این افراد  نسبت به بیانیه توهین آمیز  کروبی که تحت عنوان نامه به ملت ایران! نگاشته شده بود  انتقاد نموده و اعلام داشته اند:" لزومی ندارد حتما بعد از بیانیه موسوی که آنهم با غرض و دور از واقعیات نوشته شده ، حتما آقای کروبی هم اطلاعیه بدهد . کروبی طوری رفتار می کند که  گویی فکر می کند از قافله عقب می ماند!".

دراین جمع این مطلب به این شکل مطرح شده است که " کروبی وحشت دارد از اینکه موسوی با بیانیه هایش به نوعی در رقابت برای کسب رهبری جنبش یکه تاز گردد ، لذا پشت بند هر اطلاعیه ای از خاتمی یا موسوی یک اطلاعیه می دهد ".

یکی از بزرگان این جریان که ظاهرا رفتار معتدل تری نسبت به سایرین دارد نیز گفت: "موسوی هم همین کار را می کند و باتوجه به اینکه نظر سیاستمداران آمریکایی و اپوزسیون خارج ، اجماع روی موسوی می باشد ، این وحشت وجود دارد که اگر از کروبی بخواهند از موسوی تبعیت کند و رهبری اورا قبول کند ، این آقا آشفته گردد و بقول این آقایان بازی را برهم بزند ".

ذکر این نکته ضروری است  کروبی که در انتخابات ریاست جمهوری 88 از بین 4 کاندیدا به رتبه پنجم رسیده بود در جمعی گفته است :" در حقیقت این فضا و وجود این جنبش مدیون اقدامات و مایه گذاشتن های من می باشد ، چرا که هیچکدام جسارت و شجاعت  من را ندارند".کروبی اضافه کرده است:" تمام تیر های بلا به سوی من پرتاب شده است و اگر من را ساکت کنند ، نظام به آرزویش می رسد ".

البته کروبی مشخص نکرده که  با حدود 300 هزار رای چه جایگاهی در بین مردم و نظام دارد که اگر ساکت شود نظام به آرزویش خواهد رسید! نکته جالب اینجاست که شیخ سابق اصلاحات در کمال آرامش و بعضا وقاحت بدترین اتهامات را به نظام و مسئولین عالی رتبه آن وارد کرده است که البته هیچکدام را نیز نتوانسته تاکنون ثابت کند و یا یک برگ سند ارائه دهد !حال از باب رقابت بر سر رهبری جنبش مرده سبز با دیگر سران فتنه دچار اختلاف  گردیده  غافل از اینکه سران فتنه بر سر گوری ایستاده اند که مرده ای در آن نیست.

 

 

ترفند جدید سبزها

یکی از مجریان شبکه‌های فارسی زبان از شیوه ابتکاری خود برای ضربه زدن به جمهوری اسلامی و شعار ملی سبزها رونمایی کرد.

شهرام همایون که ظاهرا به تازگی با آموزه‌های جین شارپ طراح اصلی انقلاب های رنگین آشنا شده، با کپی برداری ناقص از طرحهای او مانند مبارزه روانی با حکومت، گفت: شعار ملی ما از این پس کلمه "نه" خواهد بود.

وی افزود: همین یک کلمه می تواند شعار ملی باشد. این "نه" را بخاطر بسپارید.

همایون در تشریح شیوه استفاده از این کلمه سرنوشت‌ساز برای خارج نشینان گفت: در اداره به یکدیگر بگویید نه. هر جا و به هر کس که می رسید بگویید نه. به راننده تاکسی نه، به کارمند بانک نه، به معلم نه.

این مجری مبتکر تصریح کرد: از این به بعد به جای سلام و علیک بگویید نه. چون این نه باید یک کلام و شعار ملی بشود. به مغازه دار بگویید نه.

وی با اعتراف به اختلافات عمیق مخالفان جمهوری اسلامی اظهار داشت: بگذارید در برهه ای از زمان همه ما در یک نقطه و در یک مرحله با هم مشترک شویم چرا که ما هیچ چیز مشترکی نداریم و تمام تفاهم ما در نداشتن تفاهم است.

همایون افزود: به برنامه تلویزیونی یا رادیویی که زنگ می زنید اول بگویید نه، در خیابان که از کنار هم رد می شوید بگویید نه، روی دیوار بنویسید نه، سرچهار راه به محض این که فرصت پیدا کردید فریاد بزنید نه، در سبزی فروشی قبل از هر سلام و علیکی و پرسیدن نرخ سبزی ابتدا بگویید نه !

این کارشناس سیاسی لس آنجلس نشین در ادامه به انتقاد از برخی اقدامات سبزها پرداخت و با عصبانیت گفت: معجزه این نه را ملت ایران به زودی متوجه خواهد شد؛ نه به خاتمی، نه به عوامل بیگانه، نه به استعمار، نه به دولت های بیگانه.وی در پایان با توصیه به اینکه نوشتن کلمه "نه" حتی در کودکستان و مهدکودک ها باید همه گیر شود، ابراز امیدواری کرد با این اقدام ضربه محکمی به جمهوری اسلامی وارد شود.

 

 

فردا؛تجمع اعتراض‌آمیز دانشجویی مقابل مجلس

نمایندگان و اعضای شورای مرکزی اتحادیه‌ها و تشکل‌های دانشجویی کشور فردا سه‌شنبه در مقابل مجلس شورای اسلامی تجمع اعتراض‌آمیزی را برگزار می‌کنند.

در پی اقدام روز گذشته مجلس در تصویب قانونی علیه مصوبه شورای عالی انقلاب فرهنگی که به موجب این قانون وقف اموال دانشگاه آزاد که به اعتقاد بسیاری از کارشناسان و حقوقدانان غیرقانونی بوده و در جهت حفظ ریاست فعلی این دانشگاه صورت می‌گیرد، نمایندگان و اعضای شورای مرکزی اتحادیه‌ها و تشکل‌های دانشجویی کشور فردا (سه‌شنبه) با حضور در مقابل درب شمالی مجلس شورای اسلامی تجمع اعتراض‌آمیزی را برگزار می‌کنند.

در این تجمع که از ساعت 10 صبح فردا (سه‌شنبه) آغاز خواهد شد، نمایندگان و اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بسیج دانشجویی، اتحادیه انجمن‌های اسلامی دانشجویان مستقل، اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان و جنبش عدالتخواه دانشجویی به همراه نمایندگان و اعضای شورای مرکزی تشکل‌های دانشجویی همه دانشگاه‌های تهران و برخی شهرستان‌ها حضور خواهند داشت.

 

 

امپریالیستی به‌نام مدیریت دانشگاه آزاد

در برهه ای از تاریخ ، واژه امپریالیسم در ادبیات سیاسی به شدت خودنمایی می کرد.در این ادبیات منظور از امپریالیسم قدرتی بود که با کنار زدن خرده سرمایه داران دایما در حال بزرگتر شدن بود و می رفت تا همچون گلوله ای برفی هر آنچه در راه خود می دید ببلعد و از این بلعیدن های پیاپی بزرگ و بزرگ تر شود.بعدها این واژه با نام استکبار جهانی در ادبیات انقلاب اسلامی نیز وارد شد و هنوز هم پس از 30 سال به کرات مورد استفاده قرار می گیرد.  این نوشتار با اذعان به نقش مثبت دانشگاه آزاد در کشور و ارج نهادن بر خدماتی که این نهاد در طی بیش از دو دهه برای کشور صورت داده است ، با بر شمردن سه مورد از  ویژگی های یک امپریالیست در پی نشان دادن تطابق رفتارهای اخیر دانشگاه آزاد اسلامی با چنین مفهومی است.

1- گلوله برف ثروت ؛ قدرتی تدریجی برآمده از سرمایه های اقتصادی
تمامی قدرتهای امپریالیستی قدرت خود را از طریق جمع آوری ثروت و متمرکز نمودن قدرت مالکیت بدست می آورند. قدرتهای استعمارگر پرتغال و سپس  انگلستان  و فرانسه با پشتوانه های نظری مرکانتلیستها در اقتصاد توانستند به قدرتهایی بزرگ تبدیل شوند. هدف‏های سیاستهای اقتصادی این مکتب در رسیدن کشور به ثروت و شهرت خلاصه می‌شد.این مکتب تنها روش ایجاد ثروت را از طریق مثبت شدن تراز تجاری ( و نه تولید ) می‌دانست و این روش عاملی بود که در دراز مدت  موجب تضعیف کشوری که تراز تجاری آن منفی شده و طلا از آن خارج کشته و قدرت یافتن کشوری که طلا به ان وارد گشته می‏شود. به این ترتیب با ادبیات سیاسی اقتصادی مرکانتلیستی رفته رفته و قطره قطره ثروت از جیب طرفهای اقتصادی خارج شده و به مرور زمان قدرتی اقتصادی با قطره های طلا به یک اقیانوسی از طلا تبدیل می شد.این روش دقیقا همان روشی است که در طی بیش از دو دهه موجب رشد تدرجی دانشگاه آزاد شد.شهریه های دانشجویان چه کم بضاعت و چه متمول رفته رفته قدرتی بزرگ برای دانشگاه آزاد در زمینه اقتصادی ایجاد کرد که امروزه آمارهای عجیب و غریبی از ثروت آن از گوشه و کنار به گوش می رسد.

2- تلاش برای تسلط بر مراکز تصمیم گیری
قدرتهای امپریالیستی غیر از ادبیات اقتصاد سیاسی مرکانتلیسم گوشه چشمی به نفوذ در مراکز قدرت داشته اند . کمپانی هند شرقی که درست در ابتدای قرن 17 میلادی از دست ملکه انگلستان امتیاز تجارت دریافت داشت پس از نفوذ در هند به بهانه تجارت رفته رفته توانست به مرکز قدرت حکومت گورکانیان هند نفوذ کرده و سرعت گلوله برفی ثروت خود را بیش از پیش افزایش دهد .چنین عملکردی به تدریج موجب تبدیل شدن هندوستان به مهمترین مستعمره انگلستان شد. دانشگاه آزاد نیز در ایران  چندی است که در پی نفوذ به ساختارهای قدرت سیاسی در ایران بوده تا در مواقع ضروری بتواند به گلوله برف ثروت خود شتابی بخشیده و یا آن را از چاله ها ی پیش رو برهاند. بارزترین این رفتارها از کاندیداتوری  چند باره رئیس این دانشگاه آغاز شد و در نهایت به نفوذ این نهاد در مجلس منتهی شد .گزارش ها و خبرهای جسته و گریخته از وامدار شدن بسیاری از افراد ،تحت عنوان اعطای مدرک  کارشناسی ارشد ودکتری و غیره به آنها حکایت می کند..این نفوذ به گونه ای است که مجلس یک کشور را در برابرشورای انقلاب فرهنگی قرار داده تا  متولیان دانشگاه آزاد بتوانند ثروتی را که متعلق به عموم مردم است را وقف کنند. شاید اگر تمامی مردم ایران که صاحبان دانشگاه آزاد هستند هم راضی به وقف آن باشند اما رضایت نداشته باشند که این وقف به عنوان ملک کسی رخ دهد چرا که در این حالت مالکان مصنوعی خواهند توانست تا ابد قدرت دخل و تصرف  مدیریتی را در موقوفه خود داشته باشند. به راستی موافقان وقف دانشگاه آزاد باید در پیشگاه ملت ایران به این سوال جواب دهند که آیا دانشگاه آزاد ملک آنهاست که بخواهند آن راوقف کنند؟ آنها پاسخ دهند که هدف از این وقف چیست؟آیا می خواهند منافع آن را به عموم مردم برسانند؟ مگر در حال حاضر چنین اتفاقی نمی افتد که چنین هدفی دنبال می شود؟

3- عدم پاسخگویی به مراکز کنترل
با توجه به فلسفه مرکانتلیستی ، تمامی قدرتهای امپریالیستی همواره در پی ایجاد ابهام در عملکرد و مناسبات خود بوده اند. کسب ثروت به صورت تدریجی و با استفاده از نفوذ در مراکز تصمیم گیری و گاه استفاده از ثروتهای کوچک موجب رفتاری می شود که عدم شفافیت بهترین نمود آن است.در دوران استعمار این قدرتها گاه در پوشش سفیر و گاه در پوشش مبلغان مسیحی افرادی را در اجتماعات  و کشورها می فرستادند تا بتوانند هر اطلاعاتی که لازم است کسب کرده و هر اعمال نفوذ و شیطنتی را به نفع خود به انجام رسانند.چنین رویکردی بهترین روش برای پاسخگو نشدن در برابر مراکز کنترلی قدرتهای دیگر بود.در دهه های اخیر نیز قدرتهای امپریالیسم جدید تحت پوشش سازمانهای جهانی همچون شورای امنیت سازمان ملل و سازمان تجارت جهانی در پی اندوختن قدرتی فراتر از دیگران برای خود هستند .قدرتی که به دیگران پاسخگو نیست اما دیگر قدرتها همه باید به آن پاسخگو باشند.متاسفانه دانشگاه آزاد در این زمینه هم چنین رفتاری را از خود بروز داده است. تحقیق تفحصهای مجلس از دانشگاه آزاد هیچگاه به جواب نرسیده است ، قوه قضائیه و سازمان بازرسی کل کشور به طور کامل و شفاف از عملکرد آن اطلاعی ندارند. این نهاد  از امکانات حکومت  مانند صدا و سیما برای رشد خود استفاده کرد ولی  کمتر خود را به آنها مقید نمود. عدم پاسخگویی و عدم شفافیت دانشگاه آزاد هواره موجب شده تا شایعات فراوانی بر علیه آن ایجاد شود.

نتیجه
این نوشتار برآن نیست تا دانشگاه آزاد را یک قدرت امپریالیستی بی بازگشت بنامد اما تذکری است تا نهادی که تا کنون خدمات زیادی را به کشور ارائه داشته است از مسیر اشتباه صورت گرفته بازگرداند.رفتار شبه امپریالیستی دانشگاه آزاد در دراز مدت به زیان آن و مدیران آن خواهد بود . اگر این نهاد از گام نهادن در موارد 3 گانه مورد اشاره خودداری کند آنگاه شایعات مربوز به آن نیز خود به خود کاهش خواهد یافت. دانشگاه آزاد اگر در پی تکمیل خدمت خود به مردم است از تبدیل شدن به یک کاسب خودداری کرده ، از نفوذ در مراکز تصمیم گیری خودداری کرده و در نهایت خود را مقید به یک نهاد نظارتی گرداند.

 

 

جعفری: پشت پرده تصویب طرح وقف، حفظ مدیریت دانشگاه آزاد نهفته است

بهروز جعفری ، در خصوص مصوبه دیروز مجلس مبنی بر موافقت با طرح وقف اموال دانشگاه آزاد، با اشاره به اینکه هدف از تصویب این طرح، حمایت از دانشگاه آزاد است، اظهار داشت: هر چند این طرح به صورت عام و در مورد مراکز و موسسات آموزش عالی غیردولتی است، اما در هر حقیقت با محوریت دانشگاه آزاد و حمایت از این مجموعه بوده است.

وی به استفساریه موجود در این خصوص اشاره و عنوان کرد: بر اساس استفساریه ای که به مجلس ارائه شد، شورای عالی انقلاب فرهنگی حق قانونگذاری در مورد دانشگاه آزاد را ندارد و فقط مجلس باید در این زمینه قانونگذاری کند.

عضو کمسیون فرهنگی مجلس تصریح کرد: این استفساریه برخلاف رای مقام معظم رهبری است که فرمودند در مسائلی که شورای عالی انقلاب فرهنگی نسبت به آن ورود پیدا می‌کند مجلس نباید دخالت کند.

جعفری ادامه داد: در قضیه دانشگاه آزاد، اول شورای عالی انقلاب فرهنگی ورود پیدا کرد و اساسنامه جدیدی در خصوص دانشگاه آزاد ارائه داد، لذا با استناد به این مسئله مطمئنا شورای نگهبان با تصویب این طرح در مجلس مخالفت خواهد کرد.

این نماینده اصولگرای مجلس با بیان این مطلب که دلیل موافقت نمایندگان با این طرح استناد به فتوای مقام معظم رهبری بوده است، گفت:‌ این فتوا، فتوای عام بوده و مقام معظم رهبری فرموده اند که اگر کسانی اجازه تصرف مالکانه در مالی را داشته باشند می‌توانند آن را وقف کنند، بنابراین در صورتی که فردی صاحب مال نباشد نمی‌تواند آن را وقف کند.

عضو فراکسیون اصولگرایان مجلس با بیان این مطلب که رئیس مجلس نیز مطرح شدن این طرح را خلاف قانون اساسی دانسته بود، گفت: این طرح با لابی‌هایی که صورت گرفته بود به تصویب رسید.

جعفری با بیان این مطلب که آیا مجلس باید گرفتار ماراتن قانون گذاری بین شورای عالی انقلاب فرهنگی و دانشگاه آزاد باشد، تصریح کرد: ‌در حقیقت پشت قضیه تصویب طرح حمایت از تاسیس و تقویت موسسات و مراکز آموزش عالی دولتی، حفظ مدیریت دانشگاه آزاد نهفته است.

عضو کمسیون فرهنگی مجلس با انتقاد از امضاکنندگان این طرح گفت: نمایندگان باید تیزهوشی و درایت خود را حفظ کنند تا در زمینه‌ای که نظر رهبری و دفتر ایشان و افکار عمومی و همچنین دانشجویان مخالف است، وارد نشوند.

 

+ نوشته شده در سه شنبه یکم تیر 1389ساعت 2:57 توسط بسیجی |

مطالب جدیدتر